رسته‌ها
پیدایش انسان و عقاید داروین
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 213 رای
نویسنده:
آ. ای. قارایوین
مترجم:
عزیز محسنی
درباره:
چارلز داروین
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 213 رای
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
184
آپلود شده توسط:
MTOM
MTOM
1388/08/24

کتاب‌های مشابه

Fundamentals of Photonics
Fundamentals of Photonics
4.3 امتیاز
از 3 رای
Evolution: Making Sense of Life
Evolution: Making Sense of Life
3.9 امتیاز
از 205 رای
The Brain: Big Bangs, Behaviors, and Beliefs
The Brain: Big Bangs, Behaviors, and Beliefs
4.5 امتیاز
از 2 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی پیدایش انسان و عقاید داروین

تعداد دیدگاه‌ها:
140
# چرا تکامل در مقیاس ماکرو، یک نظریه علمی اثبات‌شده نیست؟
## نقدی روش‌شناختی، تجربی و ریاضی بر ادعای خلق سازمان‌های زیستی بنیادی
---
### چکیده
این مقاله یک پرسش مشخص را بررسی می‌کند:
> آیا تاکنون در آزمایش، شبیه‌سازی یا طبیعت، پیدایش **مستقیم** یک سازمان یا کارکرد زیستیِ **بنیادی و بی‌سابقه** — از یک سامانهٔ اجدادیِ فاقد آن — مشاهده شده است؟
پاسخ این مقاله، بر اساس بررسی دقیق شواهد، **منفی** است. آنچه مشاهده شده است، همگی در سطح «تغییر در سازمان موجود»، «بهینه‌سازی»، «بازآرایی تنظیمی»، «تکثیر ژن»، «پلی‌پلوئیدی» یا «جدایی تولیدمثلی» است — که همگی **میکروتکامل** محسوب می‌شوند، نه ماکروتکامل.
ادعای ماکروتکامل (به معنای دقیق آن) فاقد:
1. **شاهد مستقیم تجربی** از خلق سازمان بنیادی جدید،
2. **مکانیزم ایجابی پیش‌بینی‌پذیر و ابطال‌پذیر**،
3. **تأیید در شبیه‌سازی‌های بدون هدف ازپیش‌تعریف‌شده**
است و شواهد غیرمستقیم آن نیز **تفسیر یکتا** ندارند و **شواهد مستقیم جدی علیه** آن وجود دارد.
---
## ۱. تعریف دقیق: ماکروتکامل چیست؟
در ادبیات رایج، تکامل‌گرایان «ماکروتکامل» را به‌گونه‌ای موسع تعریف می‌کنند که شامل هر تغییری بالاتر از سطح جمعیت می‌شود — حتی گونه‌زایی، پلی‌پلوئیدی، یا تغییر در تنظیم ژن.
اما این تعریف، **فرار از مسئله** است.
تعریف دقیق و عملیاتی ماکروتکامل این است:
> **گذار از یک سامانهٔ زیستی فاقد یک کارکرد/سازمان بنیادی (¬P) به سامانه‌ای که نخستین نسخهٔ کارکردی آن سازمان را دارد (P).**
مثال:
- فاقد هرگونه حساسیت به نور → نخستین گیرندهٔ نوری کارکردی
- فاقد اندام حرکتی → نخستین تاژک یا پای کارکردی
- فاقد سیستم انعقاد خون → نخستین پروتئین انعقادی کارکردی
این با موارد زیر **یکسان نیست**:
- تغییر فراوانی آلل
- مقاومت آنتی‌بیوتیکی
- تغییر رنگ بال پروانه
- تکثیر یک ژن موجود (duplication)
- تغییر تنظیم بیان ژن
- پلی‌پلوئیدی (افزایش تعداد مجموعه‌های کروموزومی)
- جدایی تولیدمثلی بین دو جمعیت
این موارد همگی **میکروتکامل** هستند، چون در آنها **کارکرد بی‌سابقه‌ای خلق نشده**، بلکه **ساختار موجود بازآرایی، بهینه یا تنظیم مجدد شده است**.
---
## ۲. چرا «ژن جدید» پاسخ مسئله نیست؟
در ادبیات تکاملی، وقتی از «ژن جدید» صحبت می‌شود، منظور معمولاً یکی از این موارد است:
- **Duplication**: یک ژن موجود کپی می‌شود.
- **Neofunctionalization**: یکی از کپی‌ها جهش پیدا می‌کند و کارکردی متفاوت (اما مرتبط) پیدا می‌کند.
- **Subfunctionalization**: دو کپی، کارکرد ژن اصلی را بین خود تقسیم می‌کنند.
اما دقت کنید:
> **هیچ‌کدام از اینها، خلق یک کارکرد ژنومیِ بی‌سابقه از هیچ نیست.**
همهٔ این فرایندها با **مواد اولیهٔ موجود** کار می‌کنند. یک ژن که قبلاً یک کارکرد آنزیمی داشته، کپی می‌شود و کپی آن ممکن است کمی تغییر کند و یک کارکرد **مرتبط** پیدا کند. این **بهینه‌سازی یا تغییر در فضای کارکردی موجود** است، نه **خلق یک فضای کارکردی کاملاً جدید**.
مثال: اگر شما یک ماشین لباسشویی داشته باشید و از روی آن یک ماشین ظرفشویی بسازید، شما یک «محصول جدید» ساخته‌اید، اما **مکانیسم بنیادی** (موتور، پمپ، سیستم کنترل) همان است. این **نوآوری در چارچوب موجود** است، نه **خلق چارچوب جدید**.
بنابراین ادعای «ژن‌های جدید مشاهده شده‌اند، پس ماکروتکامل اثبات شده» یک **مغالطهٔ تقلیل‌گرایانه** است.
---
## ۳. بررسی نمونه‌های ادعایی
### الف) آزمایش لنسکی (Lenski) — Cit⁺
در این آزمایش طولانی‌مدت (بیش از ۷۵,۰۰۰ نسل از E. coli)، یکی از دودمان‌ها توانایی استفاده از سیترات در شرایط هوازی را پیدا کرد.
**چه اتفاقی افتاد؟**
- ژن citT (انتقال‌دهندهٔ سیترات) از قبل در ژنوم وجود داشت.
- یک بازآرایی ژنومی (حذف ۲۹۳ جفت باز و duplication) باعث شد این ژن تحت کنترل یک پروموتر فعال در شرایط هوازی قرار بگیرد.
- نتیجه: قابلیت موجود، در شرایط جدید فعال شد.
**چرا این ماکروتکامل نیست؟**
- هیچ ساختار ارگانی جدیدی خلق نشد.
- هیچ کارکرد بی‌سابقه‌ای پدید نیامد.
- صرفاً **تنظیم مجدد یک قابلیت موجود** رخ داد.
- باکتری‌ها همچنان E. coli باقی ماندند.
این یک نمونهٔ روشن از **میکروتکامل** است: بهینه‌سازی و بازآرایی در چارچوب موجود.
---
### ب) Avida — تکامل دیجیتال
Avida موجودات دیجیتال خودتکثیرشونده را در یک محیط محاسباتی تکامل می‌دهد. در برخی آزمایش‌ها، موجودات توانستند عملیات منطقی پیچیده‌تری (مانند XOR یا EQU) را انجام دهند.
**چرا این ماکروتکامل نیست؟**
- محیط، ماشین مجازی، دستورالعمل‌ها، قواعد تکثیر، منابع و معیارهای موفقیت **همگی از قبل توسط برنامه‌نویس تعریف شده‌اند**.
- فضای جست‌وجو از پیش مشخص است.
- تابع هدف (پاداش برای عملیات منطقی خاص) **توسط هوش بیرونی** تعیین شده است.
- آنچه رخ می‌دهد، **جست‌وجو و بهینه‌سازی در یک فضای ازپیش‌تعریف‌شده** است.
Avida نشان می‌دهد که انتخاب طبیعی می‌تواند در یک فضای ساختاریافته، راه‌حل‌های پیچیده پیدا کند. اما **نشان نمی‌دهد** که انتخاب طبیعی می‌تواند **خودِ فضای سازمان‌یافتگی زیستی** را از هیچ خلق کند.
این دقیقاً تفاوت میان:
- **کشف راه‌حل در یک فضای موجود**
- **ایجاد خودِ فضای جدیدِ راه‌حل‌های کارکردی**
است.
---
### ج) پلی‌پلوئیدی
در پلی‌پلوئیدی، تعداد مجموعه‌های کروموزومی افزایش می‌یابد (مثلاً 2n → 4n). این می‌تواند به جدایی تولیدمثلی سریع منجر شود.
**چرا این ماکروتکامل نیست؟**
- هیچ سازمان زیستی بنیادی جدیدی خلق نشده.
- صرفاً **تعداد نسخه‌های ژن‌های موجود** تغییر کرده.
- دوز ژنی و تعاملات بین نسخه‌ها تغییر می‌کند، اما **کارکرد بی‌سابقه‌ای پدید نمی‌آید**.
پلی‌پلوئیدی یک مکانیسم **گونه‌زایی** است، نه مکانیسم **خلق سازمان بنیادی جدید**.
---
### د) گونه‌زایی مشاهده‌شده (مانند آزمایش Rice و Salt روی Drosophila)
در این آزمایش‌ها، جمعیت‌های مگس سرکه تحت انتخاب متفاوت قرار گرفتند و پس از چند ده نسل، جدایی تولیدمثلی بین زیرجمعیت‌ها ایجاد شد.
**چرا این ماکروتکامل نیست؟**
- جدایی تولیدمثلی ≠ خلق سازمان بنیادی جدید.
- دو جمعیت ممکن است دیگر با هم آمیزش موفق نداشته باشند، بدون اینکه هیچ‌کدام **ساختار حسی، اندام حرکتی، یا سیستم فیزیولوژیک بی‌سابقه‌ای** پیدا کرده باشند.
گونه‌زایی یک پدیدهٔ واقعی است، اما **مشاهدهٔ مستقیم خلق سازمان بنیادی جدید نیست**.
---
### هـ) تکامل مقاومت آنتی‌بیوتیکی
باکتری‌ها می‌توانند در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم شوند.
**چرا این ماکروتکامل نیست؟**
- مکانیسم‌های معمول شامل: تغییر در هدف آنتی‌بیوتیک، تولید آنزیم تخریب‌کننده، کاهش نفوذپذیری غشا، یا پمپ‌های خروجی.
- همهٔ اینها **تغییر، تنظیم یا بهینه‌سازی ساختارهای موجود** هستند.
- هیچ **سیستم زیستی بنیادی جدیدی** خلق نمی‌شود.
---
### و) تکامل چشم در طبیعت
ما امروزه طیف وسیعی از ساختارهای نوری را در موجودات زنده می‌بینیم: از لکه‌های چشمی ساده تا چشم‌های پیچیدهٔ مهره‌داران.
**چرا این شاهد مستقیم ماکروتکامل نیست؟**
- هیچ‌کس **مستقیماً** مشاهده نکرده که یک جمعیت کاملاً فاقد حساسیت به نور، طی نسل‌ها، به نخستین گیرندهٔ نوری کارکردی برسد.
- آنچه داریم، **بازسازی تاریخی** از شواهد موجود (فسیل، ژنتیک، مقایسهٔ گونه‌ها) است.
- بازسازی تاریخی ≠ مشاهدهٔ مستقیم مکانیزم مولد.
---
## ۴. چرا انتخاب طبیعی نمی‌تواند مکانیزم ایجابی باشد؟
انتخاب طبیعی، در تعریف پایه، یک **فیلتر** است، نه یک **مولد**.
معادلهٔ سادهٔ انتخاب:
$$p' = \frac{p \cdot w_A}{p \cdot w_A + (1-p) \cdot w_B}$$
این معادله توضیح می‌دهد که اگر انواع موجود دارای تفاوت در موفقیت تولیدمثلی باشند، فراوانی آنها چگونه تغییر می‌کند.
اما این معادله **هیچ‌چیز** دربارهٔ چگونگی **پیدایش** انواع جدید نمی‌گوید.
انتخاب طبیعی:
- می‌تواند یک تغییر مفید را **افزایش** دهد.
- می‌تواند یک تغییر مضر را **حذف** کند.
- اما **نمی‌تواند** یک سازمان پیچیدهٔ چندجزئی را **از هیچ بسازد**.
برای خلق یک سازمان بنیادی جدید (مانند یک گیرندهٔ نوری کارکردی)، نیاز است:
1. مولکول حساس به نور (مانند اپسین)
2. مولکول تغییرشکل‌دهنده (مانند رتینال)
3. سیستم انتقال پیام
4. سیستم پردازش سیگنال
5. پاسخ رفتاری
اگر هر یک از این اجزا به‌تنهایی وجود داشته باشد، **هیچ مزیت انتخابی ندارد**. انتخاب طبیعی فقط زمانی می‌تواند عمل کند که **حداقل یک مزیت اولیه** وجود داشته باشد.
این همان مسئلهٔ **پیچیدگی کاهش‌ناپذیر** است: سیستمی که بدون همهٔ اجزایش کار نمی‌کند، نمی‌تواند تدریجاً از طریق انتخاب طبیعی ساخته شود، چون مراحل میانی **هیچ مزیت انتخابی ندارند**.
---
## ۵. مسئلهٔ احتمال و شکست شبیه‌سازی‌ها
### الف) فضای جست‌وجوی نجومی
برای ساختن یک پروتئین متوسط با ۱۵۰ اسید آمینه، تعداد حالت‌های ممکن:
$$0^{150} \approx 10^{195}$$
این عدد آنقدر بزرگ است که حتی اگر تمام اتم‌های جهان در هر ثانیه یک توالی را آزمایش کنند، در عمر جهان نمی‌توانند حتی کسر بسیار کوچکی از این فضا را جست‌وجو کنند.
البته تکامل تصادفی محض نیست؛ انتخاب طبیعی جهت‌دار است. اما انتخاب طبیعی فقط زمانی می‌تواند عمل کند که **حداقل یک مزیت اولیه** وجود داشته باشد. برای پیدایش نخستین گیرندهٔ نوری کارکردی، سیستم باید از یک **«درهٔ غیرکارکردی»** عبور کند که در آن توالی‌های میانی هیچ مزیت انتخابی ندارند.
### ب) شکست شبیه‌سازی‌ها
اگر مکانیزم جهش + انتخاب واقعاً می‌توانست سازمان‌های بنیادی جدید خلق کند، باید در شبیه‌سازی‌های کامپیوتری قدرتمند (که زمان را فشرده می‌کنند) نمونه‌های متقاعدکننده‌ای می‌دیدیم.
اما:
- **Avida**: فقط در فضای ازپیش‌تعریف‌شده کار می‌کند.
- **الگوریتم‌های ژنتیک**: همگی بهینه‌ساز هستند، نه مولد ساختار بی‌سابقه.
- **هیچ شبیه‌سازی‌ای** نتوانسته از یک سامانهٔ فاقد حساسیت به نور، یک گیرندهٔ نوری کارکردی بسازد.
این شکست‌ها **شواهد مستقیم علیه** کفایت مکانیزم تکاملی هستند.
---
## ۶. شواهد غیرمستقیم تفسیر یکتا ندارند
تکامل‌گرایان معمولاً به شواهد زیر استناد می‌کنند:
- فسیل‌های انتقالی
- شباهت‌های ژنتیکی
- آناتومی مقایسه‌ای
- زیست‌جغرافیا
اما این شواهد **داده** هستند، نه **تفسیر نهایی**.
### اصل منطقی:
$$\text{سازگاری} \neq \text{اثبات}$$
اگر دادهٔ D با فرضیهٔ H سازگار باشد، این فقط نشان می‌دهد که H **ممکن** است درست باشد. اما:
- D ممکن است با فرضیه‌های رقیب (مانند طراحی هوشمند) نیز سازگار باشد.
- برای ترجیح H بر رقیب، نیاز به **مقایسهٔ قدرت تبیینی** داریم.
### مثال: ژن‌های بی‌فایدهٔ مشترک
انسان و شامپانزه هر دو یک ژن معیوب (GULO) برای ساخت ویتامین C دارند.
**تفسیر تکاملی**: این ژن از نیای مشترک به ارث رسیده.
**تفسیر رقیب**: یک طراح هوشمند از یک طرح پایه برای هر دو گونه استفاده کرده.
هر دو تفسیر از نظر منطقی با داده سازگارند. انتخاب بین آنها، یک **انتخاب فلسفی** (طبیعت‌گرایی در برابر فراطبیعت‌گرایی) است، نه یک نتیجه‌گیری اجباری تجربی.
---
## ۷. شواهد مستقیم علیه
علاوه بر فقدان شاهد مستقیم، **شواهد مستقیم علیه** کفایت مکانیزم تکاملی وجود دارد:
### الف) محاسبات احتمالاتی
فضای جست‌وجوی پروتئین‌ها آنقدر بزرگ است که احتمال پیدایش تصادفی (حتی با در نظر گرفتن انتخاب طبیعی) یک پروتئین کارکردی جدید، **بسیار نزدیک به صفر** است.
### ب) شکست آزمایش‌های طولانی‌مدت
آزمایش لنسکی (۷۵,۰۰۰ نسل) هیچ ساختار ارگانی جدیدی خلق نکرد.
### ج) شکست شبیه‌سازی‌ها
هیچ شبیه‌سازی‌ای بدون هدف ازپیش‌تعریف‌شده، نتوانسته نوآوری بنیادی خلق کند.
### د) محدودیت‌های اطلاعاتی
جهش‌ها عمدتاً **تخریبی** یا **تعدیلی** هستند، نه **ایجادی**. اطلاعات جدید (در معنای کد بی‌سابقه) از جهش تصادفی تولید نمی‌شود.
---
## ۸. معیار پوپر
کارل پوپر معیار تمایز علم از غیرعلم را **ابطال‌پذیری** می‌دانست.
یک ادعای علمی باید بتواند خود را در معرض آزمون‌هایی قرار دهد که در صورت نتیجهٔ مخالف، دامنه یا اعتبار ادعا واقعاً آسیب ببیند.
برای ادعای ماکروتکامل:
> «سازوکارهای تکاملی می‌توانند نخستین سازمان بنیادی جدید را خلق کنند.»
آزمون پوپری باید این باشد:
> «اگر در شرایط مشخص (جمعیت بزرگ، زمان طولانی، فشار انتخابی قوی)، نوآوری بنیادی رخ ندهد، ادعا ابطال می‌شود.»
اما:
- آزمایش لنسکی دقیقاً همین شرایط را داشت و نوآوری بنیادی رخ نداد.
- شبیه‌سازی‌ها نیز همین شرایط را داشتند و شکست خوردند.
پس **شواهد مستقیم علیه** وجود دارد و ادعا باید **جدی** گرفته شود.
---
## ۹. نتیجه‌گیری
بر اساس بررسی دقیق شواهد:
### گزارهٔ اول:
تکامل در مقیاس خرد (میکروتکامل) یک واقعیت تجربی است. تغییر فراوانی آلل‌ها، سازگاری، مقاومت آنتی‌بیوتیکی، و حتی گونه‌زایی مشاهده شده‌اند.
### گزارهٔ دوم:
اما این مشاهدات، **همگی در سطح تغییر در سازمان موجود** هستند. هیچ‌یک **خلق یک سازمان بنیادی بی‌سابقه** را نشان نمی‌دهند.
### گزارهٔ سوم:
ادعای ماکروتکامل (به معنای دقیق آن: گذار از ¬P به P) فاقد:
- شاهد مستقیم تجربی
- مکانیزم ایجابی پیش‌بینی‌پذیر
- تأیید در شبیه‌سازی‌های بدون هدف ازپیش‌تعریف‌شده
است.
### گزارهٔ چهارم:
شواهد غیرمستقیم (فسیل، ژنتیک، آناتومی) **تفسیر یکتا** ندارند و با تفسیرهای رقیب (مانند طراحی هوشمند) نیز سازگارند.
### گزارهٔ پنجم:
شواهد مستقیم جدی علیه کفایت مکانیزم تکاملی وجود دارد:
- محاسبات احتمالاتی
- شکست آزمایش‌های طولانی‌مدت
- شکست شبیه‌سازی‌ها
- محدودیت‌های اطلاعاتی جهش
### نتیجهٔ نهایی:
> **تکامل در مقیاس ماکرو (به معنای خلق سازمان‌های بنیادی بی‌سابقه) نه تنها یک نظریهٔ علمی اثبات‌شده نیست، بلکه با چالش‌های جدی روش‌شناختی، تجربی و ریاضی مواجه است که کفایت مکانیزم آن را زیر سؤال می‌برد.**
این نظریه در بهترین حالت یک **فرضیهٔ تاریخی ناتمام** است که بر استنتاج از شواهد غیرمستقیم متکی است، و در بدترین حالت یک **پارادایم فلسفی مادی‌گرایانه** است که به شکل ناموجهی به عنوان علم قطعی ارائه می‌شود.
---
## منابع کلیدی
1. **Behe, M. (2019).** *Darwin Devolves.* — نقد مکانیزم‌های تکاملی و مسئلهٔ پیچیدگی کاهش‌ناپذیر.
2. **Lenski, R. et al. (2012).** "Historical contingency and the evolution of a key innovation in *E. coli*." *PNAS.* — تحلیل مولکولی Cit⁺ و نشان دادن اینکه این یک بازآرایی تنظیمی است، نه خلق سازمان جدید.
3. **Blount, Z. et al. (2008).** "Historical contingency and the evolution of a key innovation." *PNAS.* — جزئیات آزمایش لنسکی.
4. **Meyer, S. (2013).** *Darwin's Doubt.* — بررسی مسئلهٔ انفجار کامبرین و فقدان مکانیزم ایجابی.
5. **Axe, D. (2004).** "Estimating the prevalence of protein sequences adopting functional enzyme folds." *Journal of Molecular Biology.* — محاسبات فضای جست‌وجوی پروتئین‌ها.
6. **Sankey, H. (2023).** "The problem of evolutionary novelty." — بررسی مسئلهٔ نوآوری تکاملی.
7. **Popper, K. (1978).** "Natural selection and the emergence of mind." *Dialectica.* — موضع پوپر دربارهٔ آزمون‌پذیری تکامل.
---
## جمع‌بندی برای نوجوانان
اگر بخواهم این مقاله را به زبان ساده برای یک نوجوان خلاصه کنم:
**تکامل در مقیاس کوچک (میکرو) واقعی است.** ما می‌بینیم که باکتری‌ها در برابر آنتی‌بیوتیک مقاوم می‌شوند، رنگ بال پروانه‌ها تغییر می‌کند، و حتی گونه‌های جدیدی از گیاهان و حیوانات پدید می‌آیند.
**اما تکامل در مقیاس بزرگ (ماکرو) — یعنی تبدیل یک ماهی به پرنده، یا پیدایش چشم از هیچ — هرگز مستقیماً مشاهده نشده است.**
همهٔ نمونه‌هایی که تکامل‌گرایان ارائه می‌دهند (آزمایش لنسکی، مگس‌های سرکه، پلی‌پلوئیدی، گونه‌زایی)، در واقع **تغییر در ساختار موجود** هستند، نه **خلق ساختار بی‌سابقه**.
علاوه بر این:
- **هیچ شبیه‌سازی کامپیوتری** نتوانسته بدون هدف ازپیش‌تعریف‌شده، یک ساختار پیچیدهٔ جدید بسازد.
- **محاسبات ریاضی** نشان می‌دهند که احتمال پیدایش تصادفی یک پروتئین کارکردی جدید، بسیار نزدیک به صفر است.
- **شواهد غیرمستقیم** (فسیل، ژنتیک) می‌توانند با تفسیرهای دیگر (مانند طراحی هوشمند) نیز سازگار باشند.
بنابراین، ادعای اینکه «تکامل ماکرو یک واقعیت علمی اثبات‌شده است»، **بیش از آنکه بر شواهد مستقیم متکی باشد، بر یک پیش‌فرض فلسفی (طبیعت‌گرایی) استوار است**.
یک ذهن منصف باید بپذیرد که **پاسخ به پرسش «حیات چگونه پدید آمد؟» هنوز باز است** و تکامل داروینی، با همهٔ موفقیت‌هایش در سطح میکرو، در سطح ماکرو با چالش‌های جدی مواجه است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.
بنا به مدارک موجود در بالاترین مرجع علمی ژنتیک یعنی « موسسه ژنتیکی ونتر» وجود نیای مشترک رد شده و تصادفی و تدریجی بودن تغییرات نیز رد شده است/ خود داروین به شدت موحد و خداجو بوده و اعلام کرده بالاخره باید به عامل مجهولی برای پیدایش این تغییرات معتقد شد و بنا به نقلی در لحظات آخر عمر، کتاب مقدس را بر سینه چسبانده بود(کتاب توحید/ استاد شهید مطهری)/ مستند اخراج شدگان Expelled)) با بررسی نظریه داروین به دانشمندان و پژوهشگرانی اشاره میکند که فقط بعلت مخالفت با این نظریه از دانشگاه اخراج شده اند)
«بنا به مدارک موجود در بالاترین مرجع علمی ژنتیک یعنی « موسسه ژنتیکی ونتر» وجود نیای مشترک رد شده و تصادفی و تدریجی بودن تغییرات نیز رد شده است ...»
لطفا ارجاع دقیق برای این ادعا رو اعلام کنید تا خوانندگان بتونند بررسی کنند، ممنون.
انتساب و اشتراک نیای انسان با هر ارگانیسم زنده ای، با توجه به احراز پلیدترین عناوین و صفات از سوی این گونه، از پیدایش خلقت تا عصر حاضر، مایه ی شرمساری برای آن(ارگانیسم زنده) می باشد.
به علی کلهر و هم اندیشانش؛
ذهنیت برتراند راسل در این خصوص مذهب مسیحیت و یهودیتِ فرگشت داده شده توسط کشیشها و خاخام ها در وضع موجود است که البته درست است و الّا علم از اساس زائیده مذهب است، علم در راه مذهب
پایه ریزی شده، علم سوای از مذهب معنا ندارد، مذهب همان خداباوری است و اجرای فرامین الهی است که هدایتگر علم به سمت و سوی خدمتگزاری به بشر است و جْز آن ویرانگر است که گویند " چو دزدی با
چراغ آید گزیده تر برد کالا "، آنان که مسـبّب شرارت و آدم کشی و تخریب دسـت آورد گذشـتگان خویش اند و همه روزه در قرن بیست و یکم؛ اوج پیشـرفت صنعتی ی جهان در غرب و شــرق دنیا بلوا برپا می کنند؛
لامذهب ها هستند، دین همیشه یک ضرورت مطلق برای جامعه بوده و بدون آن تَه مانده ی علم بخصوص در غرب بر باد فنا خواهد رفت، زیرساخت فلسفه ی برتراند راسل نیز عنصر باورهای مذهبی ی خودش بوده
است، دین گریزان بیشتر آنانی هستند که " آرد خود را بیخته و غربال هایشان را بر سَرِ دار دیـوار آویخته اند "، در جوانی چنین نگفته اند که اگر گفته بودند، زودتر مْرده بودند و تا به آنجا رشـد نمی کردند که فلسـفه
ببافند، از دین نا باوران و دین گریزان انتظار متّصف بودن به صفات اخلاقی نمی رود، « الاخلاق الحسـنة من خیر الاعمـال العباد » در اسلام ما بهتـرین عبـادات در واقع رفتار پسـندیده و خدمتگزاری به همنوعان است،
خداباورانِ راستین، اخلاقِ نیکو دارند، هم اینک مشاهداتِ عینی گواه بر آن است که دین باوران؛ متخلّق به اخلاق پسندیده اند، اخلاق در اسلام شامل مجموعه ای از؛ احسان, مهربانی، امـانت داری، ایثار و گذشت،
چهره ی بشّاش و باز، نصیـحت پذیری، روحیه ی همکاری و تعاون، فـروتنی و تواضع، نان رسانی, بخشـندگی و کرامت و بذل و سـخاوت، حسن ظنّ، برخوداری از علم و حکمت و راسـتی و درستی، حلـم و بردباری،
شـرم و حیا، رفق و دوستی، پوشاندنِ راز و اسـرار، آرامش، سلامت قلب، و گذشت به موقع، شجاعت، شفقت و عطوفت، صبـر و شکیبائی، عدالت، عزّتِ نفس، اراده ی قوی، صدق و راسـتگوئی، سکوت در مقابل
ناملایمات و تلاش برای رفع آنها، همّت عالی، مدافع ناموس و با غیرت، فهیـم و با فراست, فصاحت و شـیوائی در گفتار، ذکاوت و زیرکی, قناعت و رضامندی، کتـمان اسـرار، فرو خوردن خشـم، محبّت و وداد،مـروّت و
جوانمردی، مراعات حال دیگران، پاکدامنی و نزاهت، نشاط، تقوی و ورع, وفای به عهد، وقار و سایر صفات انسانی است، امّا در مقابل صفت بی دینان و دین گریزان وابستگی به زیاده خواهی به هر طریق ممکنِ غیر
انسانی، بدر رفتاری، اسراف و تبذیر، افترا و بهتان، افشاء اسرار، انتقام، بخل و نظر تنگی، بغض و کینه ورزی، تجسّس، در تنگنا قرار دادن مردم، تقلید و تبعیتِ کور کورانه از دغلبازان، نفرت، جْبن و ترس، جدال و قـال
و قیل، جزع و بی تابی، جفا و بی مهری، حسـد، حقد و کینه، خبث و پلیدی، خدعه و مکر و نیرنگ، خذلان و نافرمانی و فروگذاری و فرومایگی، خیـانت، ذلّت و خواری، اسـتهزاء و سـخریه ی نیکو کاران، سـفاهت و
حماقت، سوء ظن، شماتت و شادی در غم دیگران، طمع، ظلم، عْجب و خودخواهی، دشمنی، مکر و حیله، شهادت دروغ, غش و فریب، غیبت، غضب و خشم، سستی و فتور، فحاشی، قساوت و سنگدلی، کِبـر و
غرور، دروغگوئی و کذب، سرزنش و سرکوفت، سخن چینی، شکستن عهد و سایر صفات مذموم است، این صفات رذیله به عینه در خداناباوران و دین گریزان و حتّی در دین فروشان به ظاهر مسلمان و در مسیحیت
کم و زیاد و در صهیونیستهای یهودی بطور کامل مشاهده می شود که دنیا را به آتش جور خود کشیده اند و هرجا جنگی و فتنه ای برپا است ردِّ پای این خداناباوران لامذهب پیدا است.،بی دینان و لا مذهبان ممکن
است دست آوردهای علم را نیز کاملاً نابود سازند. روزی نیست که در سراسر جهان، ناله های کودکان مظلوم و مردمان بی پناه و بی دفاع توسط سرگشته از الحادِ بی دینان شنیده نشود
به قول برتراند راسل:آدم ها دوست دارند فرشتگانی سقوط کرده باشند تا میمون های تغییر یافته،به همین دلیل بیشتر به مذهب روی می اورند تا علم
تئوری فرگشت هم خود دچار فرگشت شده است ، بویژه آنکه با پژوهش های Svante Paabo از انستیتو ماکس پلانک ، آشکار شده است که نئاندرتال ها که مغز بزرگتری نسبت به انسان امروزی داشته اند در ساختار ژنتیکی مردمان غرب آسیا و اروپا بهره داشته اند که این ساختار ژنتیکی در آفریقای زیر صحرا Sub saharan به صفر میرسد ، پس اینکه پیدایش همه انسانها از آفریقا برخاسته شده باشد دچار تردید گشته است ،حتی بسیاری از آنزیمهایی که ما در بدن داریم را همچون لیپاز که گوارش چربی ها ازوست را از نئاندرتالها گرفته اییم ،
این تئوری فرگشت بر خلاف افسانه پیدایش در دینهای ابراهیمی، پویاست و هر روز نکته تازه ایی را میجوید ولی ما همه باید آگاه باشیم که برخلاف آنچه که دینهای ابراهیمی میگویند انسان بطور کامل آفریده نشده بوده است و در گذشته عمری کوتاه داشته است و در توحش میزیسته است و نیز جانوری بوده همچون دیگر جانوران نه بهتر و نه بدتر ،
براستی حتا در زندگی روزمره نیز کسی انسان آفریده نمیشود بلکه انسان شدن نیاز به ادب و فرهنگ دارد.
آقای salar_360
خوش به حالت که DNA تو شباهت زیادی با جانداران دنیا "مثل ایپ ها(میمونها،شامپانزه ها و...) " دارد، البته تردید نداشته باش زیاد نه، بلکه کاملاً شباهت دارد، احمق فرض کردن
دیگران شاخص استثنا بودنت می باشد، این خصیصه در انسان وجود ندارد و جمع بستنت اشتباه است. قصـد توهین ندارم فقط توضح کامل تری نسـبت به فرضیه فرگشت است که
چون به آن باور داری هرگز نباید ناراحت شوی.
واقعا فاز کسایی که میگن این نظریه رد شده چیه؟!!!
اصلا میدونین فرگشت چیه؟!!
دانشمندان بر سر جزئیات منشعب از این نظریه گاهی اختلافاتی داشتن که همین به کاملتر شدن اطلاعات ما در مورد فرگشت منجر شده، نه اینکه این نظریه رو رد کنن که واقعا کاریست احمقانه که تابحال دیده نشده دانشمند و زیست شناسی چنین ادعای مضحکی بکنه و تمام مطالعات و دانش خودش رو زیر سوال ببره
فرگشت یک حقیقت علمی غیرقابل انکاره و با آزمایشات علمی این اصل از علم مدتهاست ثابت شده
یک نمونه اش اینکه DNA ما با تمام جانداران دنیا(گیاه،حیوان،حشرات،آبزیان،پرندگان و...) شباهت هایی داره(یا چند درصد اشتراک داره).با برخی شون مثل ایپ ها(میمونها،شامپانزه ها و...) شباهت بالایی داره(در حدود 99 درصد) که نشون میده جد مشترک ما با اونها نزدیکتره و با برخی شباهت کمتری داره که نشون میده جد مشترک ما با اونها به گذشته های دورتر برمیگرده
DNA در واقع مثل یه شجره نامه هست
با مطالعه DNA یک انسان میشه پدر و مادرش رو پیدا کرد و همینطور میشه در مورد اجداد دویست سال پیش و یا صد میلیون سال پیشش بحث کرد
دوستانی که اطلاعی از فرگشت ندارن برای شروع کتاب "جادوی طبیعت" نوشته ریچارد داوکینز رو بخونن...کوتاه و مختصر و مفید و با تصاویر جذاب این نظریه رو براتون توضیح میده
SONIA66 نوشت:
اونوقت چرا بقیه میمونا به میمون بودنشون ادامه دادن؟ امکاناتش نبوده؟ طفلی میمونا بنظرتون ما نباید به همنوعان پیشین خودمون کمک کنیم؟ شاید بشه یه کارایی کرد!

چه بچگانه! میمون‌ها به میمون بودنشون ادامه ندادن. میمون‌های امروزی اصلاً وجود نداشتند، بلکه ما با اون‌ها نیای مشترک داشتیم و نسل‌های بعدی به مرور و جدا از هم فرگشت پیدا کردند و گونه‌های مختلفی رو تشکیل دادند که یکی از اون‌ها انسانه. اگر غیر از این بود که الان فقط یه گونه وجود داشت! این ایراد بنی‌اسرائیلیه. می‌گید چرا میمونا هم انسان نشدن! میمونا انسان بودن می‌گفتید خوب چرا نیای خزنده‌شون پستاندار نشده و الی آخر.
ehsanazad44 نوشت:
سلام از بعضی نظرات تعجب میکنم من طرفدار یا مخالف نظریه داروین نیستم که بخوام رد یا دفاع کنم . بعضی ها هم نظریه علمی رو با هواداری تیم فوتبال اشتباه گرفتن و جالب اینکه با دو سه جمله آبکی سعی در رد کردن یک نظریه علمی اونهم از نوع تخصصی و اونهم بسیار معروف اونهم تو سطح بین المللی رو دارن . قربون خدا برم که هر چی اعتماد به نفسه فقط تو ما ایرونیا تقسیم کرده ازش ممنونم

اگر "اونهم" های این یک بخش کلام تان را اگر ادغام کنید : " با دو سه جمله آبکی سعی در رد کردن یک نظریه علمی اونهم از نوع تخصصی و اونهم بسیار معروف اونهم تو سطح بین المللی رو دارن " جملات تان زیباتر میشود. البته زیبا شناختی ادبی است در مورد اظهاراتتان عدم اعتماد بنس و تعبد موج میزند. ضمنا ابکی هم مینویسید.

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
پیدایش انسان و عقاید داروین
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک