سیذارتا
نویسنده:
هرمان هسه
مترجم:
پرویز چشمه خاور
امتیاز شما
✔️ سیذارتا (Siddhartha) نام کتابی است از هرمان هسه که به تحول معنوی یک مرد هندی برهمن میپردازد. این کتاب در سال ۱۹۲۲ و پس از آنکه هسه مدتی در دهه ۱۹۱۰ در هند به سر برد منتشر شد. سیذارتا در زبان سانسکریت، یعنی «کسی که به هدفش رسیدهاست». ماجرای داستان مربوط به دوران هند باستان و همزمان با بودا (سده ۶) است.
«سیذارتا» پسر برهمنی است که در کرانه رودخانه و در کنار زورقها پرورش مییابد. دوستی دارد به نام «گوویندا» که با هم به درسهای پدر و فرهیختگان و افراد دانا گوش میدهند.
پدر از اینکه پسرش ولع یادگیری دارد بسیار خشنود است و وجود مادر مملو از عشق به سیذارتا. دوستش، گوویندا هم رفتار و روح و افکار والای او را دوست دارد اما سیذارتا احساس رضایت نمیکرد و روحش آرامش نداشت. احساس خلایی در زندگی داشت، و البته با گوش کردن به تعلیمات افراد دانا و روشنفکر نیز روحش اقناع نمیشد و آرامش واقعی را به دست نمیآورد. به خدا و آفرینش دنیا میاندیشید. او باید خویشتن خویش را مییافت. او پی برد که آموزش کافی نیست و باید خودش جستجو کند و راه را طی کند و بر خویشتن خویش چیره شود. بنابراین با دوستش تصمیم گرفتند که از خانه پدری بروند و شمن شوند و به ریاضت بپردازند.
زندگی معمولی دیگر برای او مفهومی نداشت، دنیا برایش تلخ بود و به ریاضت پرداخته بود. سیذارتا تنها یک هدف داشت؛ تهی شدن از هر چیز ...
«سیذارتا» پسر برهمنی است که در کرانه رودخانه و در کنار زورقها پرورش مییابد. دوستی دارد به نام «گوویندا» که با هم به درسهای پدر و فرهیختگان و افراد دانا گوش میدهند.
پدر از اینکه پسرش ولع یادگیری دارد بسیار خشنود است و وجود مادر مملو از عشق به سیذارتا. دوستش، گوویندا هم رفتار و روح و افکار والای او را دوست دارد اما سیذارتا احساس رضایت نمیکرد و روحش آرامش نداشت. احساس خلایی در زندگی داشت، و البته با گوش کردن به تعلیمات افراد دانا و روشنفکر نیز روحش اقناع نمیشد و آرامش واقعی را به دست نمیآورد. به خدا و آفرینش دنیا میاندیشید. او باید خویشتن خویش را مییافت. او پی برد که آموزش کافی نیست و باید خودش جستجو کند و راه را طی کند و بر خویشتن خویش چیره شود. بنابراین با دوستش تصمیم گرفتند که از خانه پدری بروند و شمن شوند و به ریاضت بپردازند.
زندگی معمولی دیگر برای او مفهومی نداشت، دنیا برایش تلخ بود و به ریاضت پرداخته بود. سیذارتا تنها یک هدف داشت؛ تهی شدن از هر چیز ...
آپلود شده توسط:
هانیه
1393/11/13
دیدگاههای کتاب الکترونیکی سیذارتا
"سیدارتا" کتابی است که نویسنده ی آن در قالب یک داستان و بطور غیر مستقیم به واکاوی شخصیت یکی از حکمای بزرگ یا پیامبران مشرق زمین می پردازد .
جای جای مطالب کتاب و نوشته های آن ، اشارات و تنبیهاتی به شخصیت ، زندگی ، سلوک عرفانی و ایستارهای روحی و روانی شخص [ بودا ] است .
نام بودا [ سیدارتا ] است .
[ سیدارتا ساکیامونی گوتمای ] که بعدها بخاطر سالها ریاضات و سلوک عرفانی در زیر درخت انجیر به بودا رسید یک شاهزاده ی اهل جنوب نپال و دامنه های جنوبی هیمالیا و شمال هندوستان امروزی است .
او فرزند خانواده ای بود که ۲۰ سال در حسرت فرزند کذراند اما مادر نوزاد یا ملکه ی مایا پس از تولد فرزند در گذشت و خواهر کوچک ملکه دایه گی نوزاد را برعهده گرفت.
زاهدی دیر نشین به نام [ آستیا ] که مجاور آن دامنه ها بود شعاع نور او را بر فراز قلعه دید و آن را به فال نیک گرفته و به دیدار او رفت !
زاهد گفت اگر این کودک در قصر تربیت شود ی پادشاه قدرتمند خواهد شد اما اگر تربیت روحانی یابد او نه دیگر سیدارتا بلکه یک [ بودا ] خواهد شد !
[سیدارتا] روحی حساس و بسیار عاطفی و شکننده داشت طوریکه که یک اتفاق کوچک و حتی طبیعی دل و جان او را آزار میداد !
او بزرگترین دغدغه اش محنت آدمیان بود و دل افسرده در تکاپوی دریافت معنای حقیقی زندگی آدمی بود .
او از زندگی در قصر و تجملات شادمانه ی آن دل خوش نبود زیرا برای او فاقد معنای حقیقی بودند.
او سرانجام بر نفس خود غالب آمد و همه چیز را نهاد و از قصر خارج گردید و رفت تا زندگی سخت و فقیرانه را در
جنگل آغاز کند .
سرانجام پس از سال ها ریاضت سخت به مقام [ بودهی ] و نیروانا رسید .
[b] در جستجوی حقیقت[/b]
[b]چو رگباری سیل آسا بر دیواره ی وجود می کوبد ! طنین فریادهای من کیسسسسسستم از کجایم، چیسسستم؟؟؟[/b]
گریزی... از رفتن نیست.جوینده ی حقیقت به رودخانه ایی می ماند که تمام موانع را پشت سر می گذارد تا به سر منشاء حقیقت وجود، اقیانوس باز گردد.!! .
[b]سیذارتا[/b]
[b] هرمان هسه به تاثیر از عرفان هندی، نثری شعر گونه و زیبا.. می آفریند تا ما را سوار بر زورق اندیشه و خیال نازک رویایی خود به سفری معنوی ببرد.[/b]..
هرمان هسه بیش از هر چیز شاعرو نویسنده ایی است که [b]عشقی سرشار به آزادی فکر و عمل به جهان جهانیان[/b] دارد و [b]شور این عشق درلابلای سطور آثارش چه نظم چه نثر مشاهده[/b] می شود.
وی به[b] خوبی به این نکته واقف است که کشمکش یک فرد به ویژه شاعر بیشتر از هر چیز با خودش[/b] می باشد و باید [b]خودش را بشناسد[/b] [b]تا بتواند دیگران را دوست داشته باشد[/b]-فریدون گرگانی
با سپاس....از هانیه عزیز