رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

ارباب: داستانی از زندگی من

امتیاز شما
5 / 4.5
با 43 رای
نویسنده:
مترجم:
امتیاز شما
5 / 4.5
با 43 رای
120 صفحه

آغاز داستان:
بادی که بوی نامطبوع داشت می وزید. ریزه برف های خشک و خاکی رنگ به بالا می جستند. در صحن حیاط پره های کاه و تراشه های درختان در پرواز بودند. در وسط حیاط مردی که هیکلی درشت و صورتی گرد داشت و پیراهن کتانی راه راهی، مثل پیراهن تاتارها، تا روی پاشنه اش کشیده شده بود، ایستاده بود. پاهای عریانش را در گالش های لاستیکی پوشانده و درحالیکه دستهای خود را به شکم بزرگش چسبانده بود، به تندی شست های کوتاه و کلفت خود را می چرخاند. با چشم های ریز و براق و لنگه به لنگه خود مرا ورانداز می کرد. چشم راست او سبز و چشم چپش خاکستری رنگ بود. با صدای بلندی گفت:
"برو، اینجا کاری برای تو نیست. زمستان و کار؟"
چهره گوشتالو و بی موی او، وضع تحقیرآمیزی به خود گرفت. روی لب زبرین او سبیل تنک و بورش تکانی خورد. لب زیرین او از روی کج خلقی آویزان شد و یک رشته دندان ریز بهم چسبیده او را عریان کرد...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
62
حجم:
7 MB
آپلود شده توسط:
Mahsaa
1400/12/11
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ارباب: داستانی از زندگی من

تعداد دیدگاه‌ها:
1
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.