رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

غرایب اثر منظوم از رونق علی شاه کرمانی در شرح مشتاقعلی شاه اصفهانی

امتیاز شما
5 / 4.4
با 14 رای
امتیاز شما
5 / 4.4
با 14 رای
به کوشش: امیر سید محمد نوربخش

عارف ربانی میرزا محمد حسین کرمانی ملقب به رونق علی فرزند محمد کاظم در بم به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم، در پی کمالات معنوی به شاگردی نور علیشاه در آمد و با مجاهده در این راه به مقام خلافت نایل شد. بزرگانی مانند مظفر علیشاه و نظام علیشاه تحت تربیت او به مقامات عالیه رسیدند. از آثار رونق شاه می توان دیوان اشعار مرآت المحققین، غرایب و مقداری از جنات الوصال را نام برد. مولف ریاض العارفین تاریخ فوت او را 1225هجری ذکر کرده اما از روی اشعاری که بر سر مزارش حک شده سال تاریخ وفات او 1230هجری تصریح شده است. کتاب غرایب منظومه ای عرفانی در شرح حال مشتاقعلی است. رونق علیشاه کرمانی زندگی نامه مشتاق را که خود به تحریر در آورده بود، با کسب اجازه از وی، به نظم در آورد. این کتاب، با تصحیح و مقدمه دکتر جواد نور بخش در سال 1352شمسی توسط چاپ فردوسی در تهران به زیور طبع آراسته شد.

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
152
حجم:
2 MB
آپلود شده توسط:
هانیه
1395/11/20
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی غرایب اثر منظوم از رونق علی شاه کرمانی در شرح مشتاقعلی شاه اصفهانی

تعداد دیدگاه‌ها:
2
مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد، در کرمان به «مشتاقیه» معروف و زیارتگاه رندان جهان است.
در هنگامه تلاش های آقا محمد خان قاجار برای اتحاد ایران در کرمان ظاهر بینان هوادار زندیه بر ضد اهل عرفان توطئه می کردند ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردنکش تر و خونی تر می نمود و هر دم درپی بهانه بر علیه مشتاق علیشاه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان ۱۲۰۶شمسی، هنگامی که بر منبر بود، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند، از همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد.
درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است، اما آن روز تلی بود به نام «تل خر فروشان» در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی( مظفر علیشاه) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود..، پس هنگامی که آن صحنه ی ناگوار را دید گفت:
« یک شهر، خون بهای مشتاق است.»
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.