با توجه به اینکه کتابهای موجود در کتابناک توسط کاربران در وبسایت قرار گرفتهاند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آنها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.
[b]
منم کی پادشاه می ور گدایه
گلیم پاره می درویشِ قبایه
نه کویا عاشقم نه درّهَ پابند
جی بی جایی جهان می جاجیگایه
[/b]
برگردان فارسی:
[b]
جهان مسکن و مأوای من است...
منم که پادشاه در مقابلم گداست
و لباس درویشی ام گلیم پاره است
نه عاشق کوهم نه پابند درّه
از بی مأوائی جهان مسکن و مأوای من است
[/b]
یادش گرامی
او رنگ دریا بود رنگ برگ شالی از مردم درد آشنای این حوالی
طوفان عشقی بود و باران محبت بارید بر گلبوته های خشکسالی
او با صفا بود و دلی هم با صفا داشت در سینه اش از هرچه غیر از عشق خالی
دیدم که چشمان شقایق گریه میکرد در کوچ غمگین غزل گوی شمالی
به کدام ستاره نظر اندازم که برق چشمان ترا نداشته باشد ؟
سر بر دامن کدامين زمين بگذارم که عطر زانوي تو از آن برنخيزد . ؟
آبله کف پايم سوغات ايام پا برهنگي من است . از کدامين کوچه بگذرم که بوي کودکيم را ندهد؟
بياييد اي دوستان دوران همبازي من ! کمي هم ناز مرا بکشيد ، نگذاريد شانه ام به چانچو (چوبي که بر دوش مي گذارند و دوزنبيل از دو سر آن مي آويزند تا باري را به سامان برسانند کولي رايگان بدهد!
نگذاريد من غمگنانه ، پس پشت خاطرها پرسه بزنم
نگذارید خونم را شاليزار به زالو بخوراند .
براي کدامين آينه ، سفره دلم را بگشايم که شادي را از او نگيرم و گره بر ابروانش نيندازم ؟
چشمانم سياهي مي رود پس سرمه خورشيد چه شده است ؟
نگذاريد دنيا براي چشمان کم سوي من پشت چشم نازک کند .
گيلان – آهاي گيلان ! دردم را نمي تواند چاره بکند حکيمي
که از داروهاي محلي تو دست نويس نسخه نداشته باشد .
علفهای هرز تا بالای قوزک پای شالیزار جوان شعر خواهد رسید
اگر برنج تو به بازوي شيون توانايي ندهد .
شیون فومنی ازشاعران برجسته شمال ایران است که در دوران حیاتش به علت سانسور انطور که شایسته ان بود شناخته نشد
گيلان ، اوي گيلان
کو ستاره فان درم تي چومانه سويانده ؟
کوزيمينا سربنم عطرتي زانويانده ؟
مي پاتان آپيله سوغات مي پابراندگي
کویتا کوچا دوارم می کوچیکی بویا نده
بائيد آي دس براران ئيپچه مي لبلا بيگيرد
هه چينه ي کول ده بدا مي شانه ، چانچويانده
ویرایش و افزودن تگها
از طریق فرم زیر میتوانید تگهای این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.
گزارش لینک خراب
ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت میکنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پیپال فراهم شده است.
دیدگاههای کتاب الکترونیکی یاد نامه شیون فومنی
منم کی پادشاه می ور گدایه
گلیم پاره می درویشِ قبایه
نه کویا عاشقم نه درّهَ پابند
جی بی جایی جهان می جاجیگایه
[/b]
برگردان فارسی:
[b]
جهان مسکن و مأوای من است...
منم که پادشاه در مقابلم گداست
و لباس درویشی ام گلیم پاره است
نه عاشق کوهم نه پابند درّه
از بی مأوائی جهان مسکن و مأوای من است
[/b]
یادش گرامی
طوفان عشقی بود و باران محبت بارید بر گلبوته های خشکسالی
او با صفا بود و دلی هم با صفا داشت در سینه اش از هرچه غیر از عشق خالی
دیدم که چشمان شقایق گریه میکرد در کوچ غمگین غزل گوی شمالی
به کدام ستاره نظر اندازم که برق چشمان ترا نداشته باشد ؟
سر بر دامن کدامين زمين بگذارم که عطر زانوي تو از آن برنخيزد . ؟
آبله کف پايم سوغات ايام پا برهنگي من است . از کدامين کوچه بگذرم که بوي کودکيم را ندهد؟
بياييد اي دوستان دوران همبازي من ! کمي هم ناز مرا بکشيد ، نگذاريد شانه ام به چانچو (چوبي که بر دوش مي گذارند و دوزنبيل از دو سر آن مي آويزند تا باري را به سامان برسانند کولي رايگان بدهد!
نگذاريد من غمگنانه ، پس پشت خاطرها پرسه بزنم
نگذارید خونم را شاليزار به زالو بخوراند .
براي کدامين آينه ، سفره دلم را بگشايم که شادي را از او نگيرم و گره بر ابروانش نيندازم ؟
چشمانم سياهي مي رود پس سرمه خورشيد چه شده است ؟
نگذاريد دنيا براي چشمان کم سوي من پشت چشم نازک کند .
گيلان – آهاي گيلان ! دردم را نمي تواند چاره بکند حکيمي
که از داروهاي محلي تو دست نويس نسخه نداشته باشد .
علفهای هرز تا بالای قوزک پای شالیزار جوان شعر خواهد رسید
اگر برنج تو به بازوي شيون توانايي ندهد .
گيلان ، اوي گيلان
کو ستاره فان درم تي چومانه سويانده ؟
کوزيمينا سربنم عطرتي زانويانده ؟
مي پاتان آپيله سوغات مي پابراندگي
کویتا کوچا دوارم می کوچیکی بویا نده
بائيد آي دس براران ئيپچه مي لبلا بيگيرد
هه چينه ي کول ده بدا مي شانه ، چانچويانده