رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.1
با 9 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.1
با 9 رای
✔از متن کتاب:
حالا دیگر وقتش است که چشمهایم را ببندم و در خیال شیرین بپرم. درست مثل همان پریدنی که در خواب به حیاطشان پریدم. توی باغچه، کنار درخت، روی خاک. تا افتادم آغوشم را باز کردم. آمد توی آغوشم. همین که خواستم دستم را به مویش بکشم پارس کرد تند دوید سمت ما که من زود دویدم و به پشت بام برگشتم. بیدار شدم، از تخت آمدم پایین. نه، همان لحظه نه. حتی اولش خواستم نروم. خواستم که باز بخوابم. چشم هایم را هم بستم. گفتم مگر می توانم تنهایی برم پشت بام؟ مگر می توانم از نرده بگیرم، از دیوار بگیرم بروم بالا؟ و گفتم از کجا معلوم که این خوابم هم خواب صادق باشد؟ ولی از تخت آمدم پایین. به سختی آمدم پایین و تا در اتاق چهار دست و پا رفتم. خیلی دلم میخواهد که برم، زود به پشت بام برسم و به یاد بیاورم که همین دو سه ساعت پیش که شیرین سگش را بغل کرد و رفت و من از پشت راه رفتنش را می دیدم و شلوارکش را که به رانهایش چسبیده بود و تاپ قرمزش را که تو خواب معلوم نبود چه رنگی است...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
244
حجم:
3 MB
آپلود شده توسط:
بابک
1397/11/27
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی همه‌ی خیاو می‌داند

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.