درباره من
رستگاری دور نیست
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
29
تعداد دیدگاهها:
67
سن کتابناکی:
15 سال و 10 ماه و 0 هفته و 2 روز
مکان:
نامشخص
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
کجایید ای شهیدان خدایی؟
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق؟
پرنده تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی؟
بدانسته فلک را در گشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده؟
کسی مر عقل را گوید کجایی؟
کجایید ای در زندان شکسته؟
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده؟
کجایید ای نوای بینوایی؟
در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
در کلیات شمس تبریزی
· 11 سال پیش
5 نفر
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها
ای آتشی افروخته در بیشه ی اندیشه ها
امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا
خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی
مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا
در سینه ها برخاسته اندیشه را آراسته
هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا
ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عمل
باقی بهانه ست و دغل کاین علت آمد وان دوا
ما زان دغل کژبین شده با بی گنه در کین شده
گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا
این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را
کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا
تدبیر صد رنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی
و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری
می مال پنهان گوش جان می نه بهانه بر کسان
جان رَبَّ خَلِّصنی زنان والله که لاغ است ای کیا
خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم
کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا
در کلیات شمس تبریزی
· 11 سال پیش
7 نفر
عید آمد و هرکس قَدَری مقداری
آراسته خود را ز پی دیداری
ما را چو توئی عید بکن تیماری
ای خلعت گل فکنده بر هر خاری
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بت پرستی باقیست
گیرم بت پندار شکستی آخر
آن بت که "ز پندار برستی" باقیست
در اذن دخول: مجموعه رباعیات مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی)
· 12 سال پیش
9 نفر
رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست
بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست
به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست
مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی
زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی
[b]قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد[/b]
عذاب می کشم ولی..... عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی، شکنجه اشتباه نیست
[b]قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد[/b]
عذاب می کشم ولی.... عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی، شکنجه اشتباه نیست
در ترانه های داریوش اقبالی
· 12 سال پیش
3 نفر
در راستای اصلاح نظر قبل باید نکاتی را متذکر شوم تا خدای ناکرده برداشت نادرستی از حرفهایم صورت نگیرد.
- من هرگز قصد نادرست انگاشتن و بر خطا بودن علی ابن ابیطالب در هیچ یک از کارهایش را نداشته ام و ندارم و به آن حدیث مشهور نبوی که می فرماید: «علی مع الحق و الحق مع علی یدور معه حیث یدار» باور دارم. علی کسی است که تمام کارهایش برای
خدا است و تمام اعمال و اورادش وردی واحد شده است.
- مراد من از مثال زدن عرفا و برترین شخصیت عرفان اسلامی این بود که بگویم لزومی ندارد ما بتوانیم با اتکا بر مصلحت اندیشی های خود و صورت دین (شریعت) رفتار عرفا را تفسیر کنیم. آن زمانی که فقط از دریچه ی شریعت به رفتار علی نگاه می کردم
نمیتوانستم آنچه درباره ی خلیفه ی سوم در خطبه ی شقشقیه گفته را از زبان او باور کنم. فکر می کردم علی که 25 سال به خاطر حفظ وحدت جامعه خار در چشم و استخوان در گلو داشته هرگز چنان تعابیر متضاد با وحدتی را به کار نمی برد. در ذهن
مصلحت اندیش من آن کلام، کلام علی نبود یا اگر بود من توجیه درستی برای آن نداشتم.
- عارف (صوفی) چون صافی و صریح اللهجه است و با خود و البته مخاطبش رودرواسی ندارد احساساتش که مسلماً با گذشت زمان تغییر میکند را با صراحت بیان میکند. آنچه باید از عرفا بیاموزیم همین صداقت و صفاست؛ عارف هیچ وقت به تظاهر و ریا
روی نمی آورد و همواره چنان می نماید که هست.
در پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
· 12 سال پیش
4 نفر