رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

بخشی از کتاب : من همواره در سخن گفتن از دموکراسی میل دارم یک چیز را بگویم : دموکراسی دیگر یک امر زینتی نیست بلکه یک نیاز است . برای ورود به مدار جهانی به شرط لازم بدل گشته است . برعکس فکر می کنم که رژیم های توتالیتر در روزگار ما به تجملاتی بدل شده اند که دیگر کسی آنها را نمی پذیرد. زیرا از نظر انسانی و اقتصادی بسیار گران تمام میشوند .......
کتاب جنس دوم چون کتاب مقدسی همواره در طول چهل‌ سال گذشته مورد استناد جنبش فمنیسم قرار گرفته و نقش‌ کتاب اصلی و مرجع را ایفا کرده است. سیمون دوبووار به عنوان اگزیستانسیالیست. وجود انسان را با طبیعت توضیح نمی دهد.او وجود انسانی را به طور آزاد در نظر می گیردو هر گاه انسان آزاد نباشد از خود می پرسد چه موقعیتی و وضعیتی باعث می شود که او از انتخاب آزاد باز بماند ..بر پایه ی این منطق دوبووار به شدت این موضوع را رد می کند که جسم زن ماهیت زن را تعیین کرده و این ماهیت باعث شده است که زن وجود کهتری داشته باشد و جنس دوم شود ..او می گوید باید موقعیت را کاوید تا به فرو دستی زن پی برد. کتاب جنس دوم راههای رهایی زن را نشان می دهد ..نشان می دهد که زن بایستی هویت خود را تعریف کند و از موقعیت اسارت بار خود فراتر رود و آماده شود که آن را در هم شکند. از نخستین سطرهای مقدمه‌اش،بووار اعلام می‌کند «حرف‌های احمقانه بسیاری در طول قرن پیش زده شده است» و پروژه خود را اعلام می‌کند:پرتوافشانی بر هرآنچه که طبق‌ فرمول فروید«قاره تاریک»را تشکیل می‌دهد.با صراحت و جسارتی که به او اجازه می‌دهد تا از تمام چیزهایی که شخصیت‌ او را می‌سازد،سخن گوید و از«کشف تقریبا چهل ساله جنبه‌ای‌ از دنیا که جلوی چشم همه قرار دارد اما هیچ کس آن را نمی‌بیند» متعجب شود. او می‌نویسد:«فکر نوشتن کتابی راجع به موقعیت خاص جنس‌ مذکر در میان بشر به ذهن هیچ مردی خطور نکرده است،مرد بودن او به خودش مربوط است.این مسئله که مرد بودن یک‌ خصوصیت نیست مورد قبول است.مرد با مرد بودنش حقانیت‌ دارد،این زن است که در اشتباه است. او ایده بنیادینی که در واقع اساس این اثر قرار گرفته است را مطرح می‌کند:«زن نسبت به مرد تفاوت پیدا می‌کند،نه مرد نسبت به زن.او نسبت به عامل اصلی،غیر ضروری است.مرد علت‌ است،مطلق است؛زن«دیگری»است.»
روانکاوان مشهوری که در طول تاریخ پشت سرهم کتاب در مورد تحلیل رویا نوشتن و نظریه پردازی کردن از این اصل بسیار مهم که ما بخش مهمی از رویاهایمان را پیوسته به دلایل مختلف فراموش کرده ایم، غافل بوده اند یا تغافل کرده اند. درست مثل این که 5 دقیقه از یک فیلم 2 ساعتی را کات کنیم و از بیننده انتظار داشته باشیم که با دیدن این 5 دقیقه کل ماجرای فیلم را سر در بیاورد که مسلما ناشدنی است. نکته در همین مطلب شما نهفته است فراموش کردن وقایع . فروید با طرح یا بهتر بگویم کشف ضمیر ناخودآگاه و تلاش برای رسیدن به آن عمیقا بر ساختارگرایی تاثیر گذاشت و یونگ با نقد استاد خود(فروید) سعی کرد روش هایی را برای دسترسی به ضمیر ناخودآگاه ارائه کند . شما می توانید برای فهم بهتر یونگ به این منابع مراجعه کنید: انسان و سمبول هایش . Jung, C. G. (1969). General aspects of dream psychology. In H. Read (Ed.).The collected (R. F. C. Hull, Trans.) (2nd ed., Vol. 8, pp. 237-280). rinceton, NJ: Princeton University Press. (Original work published 1916) Jung, C. G. (1969). On the nature of dreams. In H. Read (Ed.).The collected works of C. G. Jung (R. F. C. Hull, Trans.) (Vol. 8, pp. 281-297). Princeton, NJ: Princeton C. G. Jung (R. F. C. Hull, Trans.) (2nd ed., Vol. 8, pp. 243-251). Princeton, NJ:University Press. (Original work published 1948) Jung, C. G. (1989). Memories, dreams, reflections. (R. Winston & C. Winston, Trans.). Jung, C. G. (1995). Dream analysis: Part I: Notes of the seminar given in 1928-1930 (W. McGuire, Ed.). London: Routledge باتشکر از توجه تان امیدوارم برایتان مفید واقع شود
روان کاوی بر پایه و اصول کاملا علمی استوار است ، رویا ها به اعتقاد یونگ حامل نماد ها و نشانه ها است این نماد ها را باید در پس زمینه رویا ها تحلیل کرد(ضمیر ناخودآگاه) در واقع او رویا ها را محصول ناخودآگاه جمعی(archetypes )می داند. به شما حق می دم که این جور فکر می کنید ولی در واقع این کار بر اساس روش شناسی در این علم انجام می شود و فکر می کنم اگر کتاب های فروید و یونگ را مطالعه کنید متوجه نظریه های روان کاوی و این مکتب در روان شناسی می شوید.:-)
این کتاب رمان نیست. در این کتاب،یونگ یک حالت جبرانی در رفتار روانی دید. بنا به نظر او " روان یک سیستم تنظیم کننده خود است که میان آگاهی و ناآگاهی میانجی گری میکند. رویا، رفتارهای آگاهانه بی توازن فرد را با سعی بر تنظیم آن ، جبران میکند". گاهی رویا به ما می گوید که ما چه چیزهائی در باره خود نمیدانیم و گاهی نمیخواهیم بدانیم. رویاها جنبه های شخصیت انسان که در نقاطی که به آگاهی کور شده اند را حساسیت زدائی میکند. همچنین به طور صریح تر اینکه یونگ برای شناخت تار و پود شخصیت آدمی، روش تحلیل رویا و تداعی آزاد را به کار می بندد و در این راه به تحلیل رویاهایی خاص اکتفا نمی کند، بلکه به تحلیل سلسله ای از رویاها می پردازد و نتیجه گیری را به بعد از بررسی همه آنها وامی‌گذارد. در کتاب حاضر نمونه عالی چنین روشی را می بینید.و سوال هایی را مطرح می کند رویاها چه معنایی دارند؟ عملکرد اصلی شان چیست؟ پیامشان برای کیست؟ و چه نقشی در فرایند تحول روانی ما دارند؟ شاید رویاها یکی از قدیمی ترین پدیده‌های روانی انسان باشند که همواره ذهن کاوشگران بسیاری را به خود مشغول داشته است.;-)
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.