رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

از کتابهای خوب برای شناخت عصر مشروطه .و در بخش هایی از کناب شناخت زندگی روستایی .
در تاثیر سخنان سید در کتاب مستوفی چنین آمده است: بیانات این واعظ که مخصوصا با لهجه عامیانه میدان کهنه اصفهان اداء می‌نمود، مثل نقش بر سنگ در قلب‌ها جا می‌گرفت و در شب‌های رمضان هر کس روز پای منبر سید نشسته بود، خود برای حوزه دوستان خود نطاق درست و حسابی بود. در آن روزگار سخنان سید را تند نویس‌ها می‌نوشتند و به صورت روزنامه در آورده بنام الجمال به مردم می‌فروختند. با روی کار آمدن امین السلطان مخرب مشروطیت و محمد. علیشاه که سید جمال را می‌شناخت و در تبریز بوی لقب صدرالمحققینی داده بود به کاخ خود خواند تا بفریبد و نگذارد از بیداد حکمرانان سخن بگوید؛ اما سید نپذیرفت و در بازگشت کالسکه واژگون شد و پای سید شکست و تا آخر عمر با عصا بزحمت را می‌رفت. سید در مهاجرت کبرای علما به قم رفت (۲۳ جمادی الاولی ۱۳۲۴) و با آنان به تهران بازگشت.
روایت رضا نیازمند اصلاحات ارضی و رکود دهه چهل شمسی[۴] رکود دهه چهل به این دلیل بود که یک‌مرتبه آقای امینی که سفیر ایران در آمریکا بود با «جان اف‌کندی»، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا توطئه چینی کردند و برنامه اصلاحات ارضی به دست امینی در کشور اجرا شد. مخالفت مجلسین مجلس شورای ملی مخالف این برنامه بود … مجلس سنا هم با این برنامه مخالف بود؛ اولین پیشنهاد امینی تعطیلی این دو مجلس بود و شاه به‌اجبار هر دو مجلس را تعطیل کرد. دلیل محکمی برای این کار هم نیاورد. … تبلیغات زیادی شروع کردند که ظلم سرمایه‌دارها و زمین‌دارها به مالکان چنین و چنان بوده‌است و دهقان مظلوم ایرانی باید زمین‌دار شوند. … درنتیجه قانونی نوشته شد و در تعطیلی مجلس این زمین‌ها به تعداد افراد ساکن در ده‌ها تقسیم شد. روزنامه‌ها دستور داشتند که از پایان فئودالیته بگویند. خروج مالکین از کشور ... سندهای کاغذی صادر شد و از پایان مشکلات خبر دادند. به مالکان گفتند ما پول زمین شما را از زارعان گرفته و هشت‌ساله پرداخت می‌کنیم. آن‌ها هم چون شرایط را می‌دانستند و با وضعیت کشور آشنایی داشتند وطن را ترک کردند. و تازه مشکلات رونمایی می‌شد. نبود بذر بعد از مدتی موقع کاشت بذر برای سال آینده فرا رسید. اما زارع بذر نداشتند. وقتی به دولت گفتند، بذر می‌خواهیم، دولت می‌پرسید که پارسال چه‌کار می‌کردید و این‌ها جواب داند که مالک به ما بذر می‌داد. در این دوره دوباره برای خردی بذر به آمریکا مراجعه کردند. بازهم با قرض کردن پول از وزارت کشاورزی آمریکا بذر خریدند. این روند خیلی طول کشید و بخشی از پول‌ها هم حیف‌ومیل شد. مشکل لایروبی قنوات بعد مشکل آب مشخص شد، مالکان این قنات‌ها را لایه روبی می‌کردند و این بار وزارت کشاورزی این قنات‌ها را لایه روبی کردند. مدتی طول کشید تا آب جاری شد. آن‌ها تقسیم آب را بلد نبودند با کمک زارعین بذرها کاشت شد ولی محصول مثل هرسال پربار نبود. خوشه‌ها تنک بود و نوع بذر هم خوب نبود. بالاخره ۱۰–۲۰ درصد ازآنچه قبلاً از زمین درمی‌آمد برداشت کردند و باز ناچار شدند از بانک صادرات آمریکا قرض کرده و برای خوراک مردم گندم بخرند. خرید گندم کهنه از آمریکا نه شاه، نه نخست‌وزیر و نه مردم ایران نمی‌دانستند در آمریکا قانونی هست که باید دولت غذای ۴ سال مردم آمریکا را در سیلوهای خود داشته باشد و این نباید کمتر از این حجم باشد. این‌ها سیلوهای عظیمی دارند که پر گندم است و هرسال این سیلوها را با محصول جدید جایگزین می‌کنند. معمولاً وقتی یکی از آمریکا گندم می‌خرد گندم تازه را نمی‌فروشند بلکه گندم چهارساله را می‌دهند که بنیه‌اش را ازدست‌داده‌است. سال‌ها بعد از اصلاحات ارضی، خوراک ما گندم بی‌قوت آمریکایی بود. همه تعجب می‌کردند که چرا نان ایران با گندم آمریکایی بی‌قوت است ولی نان خود آمریکا باکیفیت است. نابودی کشاورزی و وابستگی درنتیجه این سیاست‌های غلط کشاورزی ما این‌گونه از بین رفت حدود ۱۰–۱۵ درصد بیشتر از آن باقی نماند. ما تا چند سال اخیر از آمریکا غذا و گندم می‌خریدیم. این یعنی تمام اختیار ما دست آن‌ها افتاد و این‌گونه در سیاست و امور کشور ما دخالت کردند. ابزار فشار آن‌ها گندم بود. این دلیل رکود آن دوره بود و این تنها دلیل بود.
<p>در سالی که فضل الله نوری فتوا به حرام بودن تحصیل دختران داد، پروفسور بانو ماری کوری، نخستین تصویر X-Ray را از دست خودش گرفت </p><p>از دانش چه کسی تا به امروز استفاده می‌شود؟! </p><p>&nbsp;البته پس از انقلاب، برای پاسداشتِ مقام ایشان بزرگراهی به نام «شهید آیت الله فضل الله نوری» نام‌گذاری شد، اویی که بنابه اعتقاد عمیق و خوانش متصلب‌اش از شرع، با تحصیل و هرگونه مظاهر تجدد(تفکیک قوا و پارلمان) مخالف بود و از سرسخت ترین دشمنان مشروطه و مردمسالاری شد و سرآخر جانش را هم بر سرِ آن از دست داد. </p><p>&nbsp; آیت الله بهجت در کتاب خود آورده است که: “پس از شهادت شیخ فضل الله نوری، میرزای نایینی، ورقه ای با امضای شیخ فضل الله پیش آخوند خراسانی می‌خواند که در آن نوشته شده بود: “بر کسانی که داخل مشروطه شده‌اند، باید احکام مرتدّ فطری را جاری کرد.” آخوند پس از شنیدن این مطلب می‌گوید: “من وقتی خبر کشته شدن شیخ فضل الله را شنیدم، متأثر شدم؛ ولی اکنون از تأثرم متأثرم!” </p><p>(آیت الله بهجت، زمزم عرفان، صص -۳۴۵۳۴۴&nbsp;</p>
عضو هیئت علمی دانشکده فنی دانشگاه تهران ریاست دانشگاه شیراز ریاست دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر) ریاست دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) پایه‌گذار دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) و نخستین نایب‌التولیهٔ آن ریاست دبیرستان البرز   از مردان وطن پرست این آب و خاک بود .خدایش بیامرزاد.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.