کوروش نامه
امتیاز شما
کتاب «کوروشنامه» (Cyropaedia) نوشته گزنفون، یکی از آثار مهم ادبیات کلاسیک یونان درباره کوروش بزرگ است. این اثر که عنوان اصلی یونانی آن به معنای «پرورش کوروش» یا «تربیت کوروش» است، در حدود سال ۳۶۰ پیش از میلاد نوشته شد و زندگی کوروش را از دوران کودکی تا بنیانگذاری و اداره شاهنشاهی روایت میکند. با این حال، «کوروشنامه» صرفاً زندگینامهای تاریخی نیست؛ گزنفون در آن تصویری آرمانی از فرمانروایی خردمند و شایسته ارائه میدهد.
گزنفون، نویسنده این اثر، مورخ، سرباز و شاگرد سقراط بود که در سده چهارم پیش از میلاد میزیست. او با طرح زندگی کوروش میکوشد به پرسشی اساسی پاسخ دهد: چه ویژگیهایی به یک انسان امکان میدهند بر مردمان گوناگون فرمانروایی کند و وفاداری آنان را به دست آورد؟ روایت کتاب از تربیت و آموزش کوروش آغاز میشود؛ از شیوههای پرورش جوانان ایرانی و آموختن خویشتنداری، عدالت و انضباط گرفته تا تجربههایی که شخصیت او را برای رهبری آماده میکنند. سپس داستان به لشکرکشیها، پیروزیهای نظامی، گسترش قلمرو و شیوه اداره سرزمینهای فتحشده میپردازد.
یکی از جذابیتهای کتاب، تصویری است که از شیوه فرمانروایی کوروش ارائه میدهد. او در روایت گزنفون، تنها سرداری پیروز نیست؛ فرمانروایی است که توانایی شناخت روحیات انسانها، جلب اعتماد اطرافیان، ایجاد نظم و استفاده از تشویق و اقناع را دارد. از این منظر، پیروزی او نه فقط حاصل قدرت نظامی، بلکه نتیجه شناخت انسان و هنر رهبری است. کتاب همچنین داستانهای فرعی و عاطفی قابلتوجهی دارد؛ از جمله داستان پانتئا و آبراداتاس که در کنار ماجراهای جنگی، به موضوعاتی چون وفاداری، عشق، شرافت و فداکاری میپردازد.
با وجود اهمیت تاریخی کتاب، باید میان کوروشِ گزنفون و کوروشِ تاریخی تفاوت قائل شد. گزنفون حدود دو قرن پس از دوران کوروش بزرگ مینوشت و هدفش ارائه گزارشی مستند به معنای امروزی نبود. بسیاری از پژوهشگران این اثر را آمیزهای از زندگینامه، روایت تاریخی، داستان و رسالهای درباره اخلاق و سیاست میدانند. بنابراین، برخی رویدادها و جزئیات آن با شواهد تاریخی دیگر سازگار نیستند و نباید همه مطالبش را واقعیت قطعی تلقی کرد. ارزش کتاب در کنار اطلاعاتی که درباره تصورات یونانیان از ایران داشت، به تصویری بازمیگردد که از آرمان فرمانروایی و رابطه قدرت با فضیلت اخلاقی ارائه میکند.
«کوروشنامه» در طول تاریخ تاثیر چشمگیری بر اندیشه سیاسی غرب گذاشت و قرنها بهعنوان اثری آموزنده درباره تربیت فرمانروایان و هنر حکومتداری خوانده شد. شخصیت کوروش در این کتاب توجه نویسندگان، سیاستمداران و اندیشمندانی چون ماکیاولی را به خود جلب کرد. با این همه، پایان اثر نیز تاملبرانگیز است: گزنفون از افول اخلاقی و سیاسی ایرانیان در روزگار خود سخن میگوید و بدین ترتیب، پرسشی درباره دوام دستاوردهای یک فرمانروای بزرگ مطرح میکند؛ آیا بنیانگذاری یک امپراتوری قدرتمند برای تضمین پایداری آن کافی است؟
گزنفون، نویسنده این اثر، مورخ، سرباز و شاگرد سقراط بود که در سده چهارم پیش از میلاد میزیست. او با طرح زندگی کوروش میکوشد به پرسشی اساسی پاسخ دهد: چه ویژگیهایی به یک انسان امکان میدهند بر مردمان گوناگون فرمانروایی کند و وفاداری آنان را به دست آورد؟ روایت کتاب از تربیت و آموزش کوروش آغاز میشود؛ از شیوههای پرورش جوانان ایرانی و آموختن خویشتنداری، عدالت و انضباط گرفته تا تجربههایی که شخصیت او را برای رهبری آماده میکنند. سپس داستان به لشکرکشیها، پیروزیهای نظامی، گسترش قلمرو و شیوه اداره سرزمینهای فتحشده میپردازد.
یکی از جذابیتهای کتاب، تصویری است که از شیوه فرمانروایی کوروش ارائه میدهد. او در روایت گزنفون، تنها سرداری پیروز نیست؛ فرمانروایی است که توانایی شناخت روحیات انسانها، جلب اعتماد اطرافیان، ایجاد نظم و استفاده از تشویق و اقناع را دارد. از این منظر، پیروزی او نه فقط حاصل قدرت نظامی، بلکه نتیجه شناخت انسان و هنر رهبری است. کتاب همچنین داستانهای فرعی و عاطفی قابلتوجهی دارد؛ از جمله داستان پانتئا و آبراداتاس که در کنار ماجراهای جنگی، به موضوعاتی چون وفاداری، عشق، شرافت و فداکاری میپردازد.
با وجود اهمیت تاریخی کتاب، باید میان کوروشِ گزنفون و کوروشِ تاریخی تفاوت قائل شد. گزنفون حدود دو قرن پس از دوران کوروش بزرگ مینوشت و هدفش ارائه گزارشی مستند به معنای امروزی نبود. بسیاری از پژوهشگران این اثر را آمیزهای از زندگینامه، روایت تاریخی، داستان و رسالهای درباره اخلاق و سیاست میدانند. بنابراین، برخی رویدادها و جزئیات آن با شواهد تاریخی دیگر سازگار نیستند و نباید همه مطالبش را واقعیت قطعی تلقی کرد. ارزش کتاب در کنار اطلاعاتی که درباره تصورات یونانیان از ایران داشت، به تصویری بازمیگردد که از آرمان فرمانروایی و رابطه قدرت با فضیلت اخلاقی ارائه میکند.
«کوروشنامه» در طول تاریخ تاثیر چشمگیری بر اندیشه سیاسی غرب گذاشت و قرنها بهعنوان اثری آموزنده درباره تربیت فرمانروایان و هنر حکومتداری خوانده شد. شخصیت کوروش در این کتاب توجه نویسندگان، سیاستمداران و اندیشمندانی چون ماکیاولی را به خود جلب کرد. با این همه، پایان اثر نیز تاملبرانگیز است: گزنفون از افول اخلاقی و سیاسی ایرانیان در روزگار خود سخن میگوید و بدین ترتیب، پرسشی درباره دوام دستاوردهای یک فرمانروای بزرگ مطرح میکند؛ آیا بنیانگذاری یک امپراتوری قدرتمند برای تضمین پایداری آن کافی است؟
آپلود شده توسط:
meymir
1391/04/11
دیدگاههای کتاب الکترونیکی کوروش نامه
این برگردان اشتباهات بسیاری دارد و نمیتوان به آن استناد کرد.
یک نمونهش این است که Βαβυλῶνι را نینوا برگردان داده و
دستاورد و برهانی شده برای ایرانستیزان که کوروش بزرگ به
نینوا تاخته و کشت و کشتار انجام داده. این در حالیست که کوروش
اصلا پا به نینوا نذاشته. نینوا به دستِ هووخشتره، شاه ماد گرفته شد!
ترجمان این واژه بابِل است، نه نینوا! به نسخهی یونانی دقت فرمایید:
ἐπεὶ δὲ πρὸς 《Βαβυλῶνι》 ἦν ὁ Κῦρος
(Xenophon, 1897: p.161)
برگردان ابوالحسن تهامی:
چون کوروش به بابِل فراز شد …
برگردان خشایار رخسانی:
هنگامی که کوروش در پیش دیواربابِل نمایان شد…
(گزنفون، کتاب ۷، فصل ۵، بند ١)
در هیچ بنمایه تاریخیای از چیرگی کوروش بر نینوا، سخنی
به میان نیامده!
پاسخ به majjid گرامی:
دوست گرامی، گزنفون اعتبار بیشتری نسبت به هرودوت و کتزیاس دارد،
از این جهت که از داستانهای سطح پایین و غیرقابل باور به دور است.
گزنفون همچون هرودوت نیست که هتا از همبستریها و گفتمانهای سری
سخن گفته، بلکه بیشتر به مانندِ بازگو کردن خاطراتیست که نسل به نسل
به اینان رسیده. گرچه برخی از پژوهشگران احتمال می دهند این مکالمات
ساخته و پرداخته ذهن گزنفون است! اما این تنها یک "احتمال و گمان" است،
هیچ سندی برای این پژوهشگران نیست که این گفتهشان را ثابت کند.
گزنفون نسبت به هرودوت و کتزیاس واقعبینانهتر است.
سیمایی که گزنفون از کوروش بزرگ آورده، به بنمایههای بابلی و دیگر اقوام
نزدیک است. این نسک اشکالاتی دارد، مانند: دفتر ۸ بخش ۸ که شیوه نگارش
کتاب بازگشت، دیگر اثر گزنفون، ندارد. پژوهشگران با واپژوهیدن کتابهای تاریخی
و کنار هم گذاشتن آنها، و بیرون کشیدن اشتراکات، و برابری دادن آنها با آثار باستانی معتبر
به یک نتیجه میرسند. و کتاب کوروشنامهی گزنفون نزدیکی بیشتری با دیگر سندهای تاریخی
دارد. چیزی که گزنفون را متمایز میکند، ارزش ادبی و اخلاقی این کتاب است. خود وی
نیز گفته که این ادب و اخلاق را از ایرانیان آموختم. جنبههای اخلاقی و ادبی این سخنان
است نه نگاه خشک تاریخی یا بهتر بگویم رویدادنگاری، که شناخت انسانی را از ما میگیرد.
کوروپدیای گزنفون از دید اخلاقی و ادبی مهم است که اشتراکاتی به دیگر سندهای معتبر تاریخی
دارد. مانند:
نه تنها کارهای من و شمایان، که کارهای این مردمان نیز، که بر ماست تا تیماردارشان باشیم.
(کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۴۷، [گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش (تربیت کوروش).
ترجمه ابوالحسن تهامی.)
و اکنون استوانه کوروش:
خستگی هایشان [مردم بابل] را تسکین دادم و از بندها رهایشان کردم.
(استوانه کوروش، بند ۲۶، شاهرخ رزمجو)
چگونه است که برخی پژوهشگران دیگر نَسکِ گزنفون یعنی بازگشت را بدون
چون و چرا میپذیرند، اما کوروشنامهی او را یک رمان میدانند! عجیب است.
خود ویل دورانت هم به گزنفون استناد کرده، نوشتههایش را به واپژوهیدن همین
نسکهای تاریخی، گردآوری کرده.
و در پایان، بنده برگردان آقای تهامی را از این نسک پیشنهاد میکنم.
شاد و کامیاب باشید.
خدانگهدار.
از کتابناک و آپلود کننده گرامی این کتاب زیبا نهایت سپاسگذاری را دارم .
ممنون می شوم از دوستان اگر کسی بتونه کتاب تاریخ هرودوت رو هم برای دانلود قرار بده
با سپاس
دمت گرم سرت خوش دوست گرامی mey63 [/b]