رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.4
با 124 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.4
با 124 رای
نصرت رحمانی (زاده: ۱۳۰۸ در تهران، مرگ: ۱۳۷۹ در رشت) یکی از شاعران معاصر نوگرای ایران است. دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در همین شهر به پایان رساند و سپس وارد مدرسه پست و تلگراف و تلفن شد سپس به کار در رادیو پرداخت سپس به روزنامه نگاری پرداخت سپس مسوول صفحات شعر مجله زن روز شد.

در دههٔ چهل و پنجاه شمسی، نصرت رحمانی طرفداران زیادی در میان مردم به ویژه جوانان داشت.
مجموعه اشعار
کوچ
کویر
میعاد در لجن
ترمه
حریق باد
درو
شمشیر معشوقه قلم
پیاله دور دگر زد
در جنگ باد

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
22
حجم:
112 KB
آپلود شده توسط:
رضا ادیب
1386/07/20
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی میعاد در لجن

تعداد دیدگاه‌ها:
25
شعر ها عالی، نام کتاب تکان دهنده...
میعار در لجن...
یک خنده ملیح
کمی شرم
به..به..چه سورپریزی
نیم رخ
نه اینطور خوب نیست
بک لحظه....آه
تیک, تک
بسیار خوب
خواننده ی عزیز آزاد باش
با نور خوب و زاویه ی مرغوب
عکسی از آنجانب گرفتم
و با این عکس یک لحظه ای عبث ز زندگی ات را
تثبیت کرده ام
اما در این میان حماقت خود را نیز
تایید کرده ام
ای دوست
درازنای شب اندوهان را ازمن بپرس
که در کوچه عاشقان تا سحرگاه رقصیده ام....

یا

خدایا تو........هیچگاه

نصرت شاعری سالم هم از لحاظ شخصیت هم شعر
[b]من هیچ کاره ام : یعنی که شاعرم

گیرم از این کنایه هیچ نفهمی

این روزها

اینگونه ام :

فرهاد واره ای که تیشه ی خود را

گم کرده است

آغاز انهدام چنین است

اینگونه بود آغاز انقراض سلسله ی مردان

یاران

وقتی صدای حادثه خوابید

برسنگ گور من بنویسید:

یک جنگجو که نجنگید

اما …، شکست خورد

[/b]
ای دوست
این روزها
باهرکه دوست می شوم احساس می کنم
آنقدر دوست بوده ایم که دیگر
وقت خیانت است یادت گرامی باد جنگجوی تمامی دوران
شعر میعاد در لجن داخل کتاب میعاد در لجن نیست. نشون میده نسخه کامل نیست.
سلام

چرا شعر ميعاد رد لجن در كتاب ميعاد در لجن نيست. حيف شعر به اين قشنگي جا مونده و كامل بودن بقيه ي نسخه هاي پي دي اف رو زير سوال ميبره. چون مطمئنم اين شعر مال اين كتابه ولي از ليست اشعار باقي كتابا اطلاع دقيقي ندارم.
لطفا نسخه پي دي اف رو تصحيح كنيد.

رقصید

پر زد ، رمید

از لب انگشت او پرید

[ سکه ]

گفتم: خط



پروانه ی مسین

پرواز کرد

چرخید ، چرخید

پر پر زنان چکید؛ کف جوی پر لجن.



تابید ، سوخت فضا را نگاهها

بر هم رسید

در هم خزید

در سینه عشق های سوخته فریاد می کشید:

ـ ای ؟یأس ، ای امید !



آسیمه سر بسوی «سکه» تاختیم

از مرز هست و نیست

تا جوی پر لجن

با هم شتافتیم

آنگه نگاه را به تن سکه بافتیم.



پروانه ی مسین

آیینه وار ! بر پا نشسته بود در پهنه ی لجن !

وهر دو روی آن

خط بود

خطی بسوی پوچ ، خطی به مرز هیچ

اندوه لرد بست

در قلبواره اش

و خنده را شیار لبانش مکید و گفت:

ـ پس ... نقش شیر ؟

رویید اشگ

خاموش گشت، خاموش



گفتم :

ـ کنام شیر لجن زار نیست ، نیست!

خط است و خال

گذرگاه کرم ها

اینجا نه کشتگاه عشق و غرور است

میعادگاه زشتی و پستی ست.



از هم گریختیم

بر خط سرنوشت

خونابه ریختیم.


نصرت رحمانی
ياران وقتي صداي حادثه خوابيد بر سنگ گور من بنويسيد
يك جنگجو كه نجنگيد
اما ....
شكست خورد
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.