رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

تنهایی زمین و خواب و درخت

امتیاز شما
5 / 4.6
با 13 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.6
با 13 رای
منصور اوجی در سال 1316 در شیراز دیده به جهان گشود . وی در رشته فاسفه و علوم تربیتی از دانشسرای عالی تهران فارغ التحصیل شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شیراز فوق لیسانس خود را گرفت .
اوجی از شاعرانی است که آرام و پیوسته در جهت تکامل زبان شعری خاص خود تلاش میکند . وی با تاکید بر تکرار مصراعها و واژه ها جهت تاثیر گذاری در خواننده شعرش گونه خاصی از شعر را ارئ می دهد .
زبان شعر او تا حدی تغزلی است و بیشتر ذهن خود را در امواج اوزان رها میسازد. اوجی در وصف طبیعت و ارتباط آن با مسائل اجتماع تصاویر زیبا می آفریند. وی در شعر نو نیمائیتجارب قابل توجهی دارد
توجه منصور اوجی در شعر بیشتر به فرم است او با منبت کاری و صیقل دادن واژه ها و تکرار مصراعها سعی دارد به ذهن خواننده شعرش نزدیک شود . زبان شعر او ساده و خوش اهنگ است با درون مایه ای اجتماعی و تصاویری بدیع از طبیعت . اشعار منصور اوجی نشان از کوشش مستمر او برای یافتن شکل خاص و نوینی دارد و بیانگر آگاهی او نسبت به ساختار کلمه در شعر معاصر و نقش وزن و آهنگ در ساختمان کلی شعر است .

آثار :
باغ شب (۱۳۴۴)
خواب درخت و تنهایی زمین (۱۳۴۴)
شهر خسته (۱۳۴۶)
برگزیده اشعار (۱۳۴۹)
این سوسن است که می خواند (۱۳۴۹)
مرغ سحر (۱۳۵۶)
صدای همیشه (۱۳۵۷)
شعرهایی به کوتاهی عمر (۱۳۵۸)
حالی است مرا (۱۳۶۸)
کوتاه مثل آه (۱۳۶۸)

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
165
حجم:
2 MB
آپلود شده توسط:
mohammad abedi
1392/04/10
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی تنهایی زمین و خواب و درخت

تعداد دیدگاه‌ها:
2
کتاب خوبیه شعرای خوبی سروده شده.مرسی از کتاب ناک.بای
دلم اینروزها سربه هوا شده است ...چشم خود بسته وبی سرا پا شده است
میرود پای کشنان .لنگزنان من ندانم به کجا...یک بغل خاطره دزدیده از باغ خیال...
در خیابان جنون من یک عابر هستم..از فوران غصه ها شاعر هستم
قافیه هایم همه غم...بیت ها خانه خالی دل...لیکن از بوی بهار مست شدم...
یاس همسایه من سرریز شده است شاعرانه نیست برگهای زردش نصیب من شده است
لحظه ای میخندم ..یاد ایامی هستم...روزها میگذرند ولیکن زخمها باقی....
حس میکنم ادمها تنهایند...شاید هم فقط من ..
گرمای تیر ماه .در اتش درون سوخته است زنی تنها...
صدای پای اب هم نمی اید به یاد..
دل در تب دوری گویی به زنجیر جفا بسته شده است
خسته ام از ادمها ...همانه که امروز سلامت میکنند.
فردا با خنجری خونی پهلو میشکافند...
نفرت از انها بس بی احساسم میکند...دل در سینه شتابان میزند ..
گویی زمان کش امده است..من در امتداد ان بالا پایین میشوم
چون طفلی نو پا که میچسبد سینه مادر...من خاطراتم را...
در 14بیت خلاصه میکنم شعرزندگیم را...
ودر اخر میرسم به سحر ویلدا....
نوشته های من


[b]
در چهره های آتش
گل می کنی ؛
اینک که برف سپید است و موی من ؛
این دایره ست که طی می شود.

**************

ما از کدام نیمه گذشتیم؟
لنگر که برگرفتیم؟
از نیمه ای که غربی ست؟
سرد است
سرد است و تلخ
لحن کلام ما
و تمام صدای ما...
خورشید می شکفت
وقتی که می گذشت،
با لحن آتش و خون
بر نیمه ی زمین
سردار عشق
وقتی که می گذشت.
ای عشق !
لحن کلام را تو عوض می کنی
آتش کجاست؟
در پاره های مویرگ من
سرمای سنگ قطبی ست
در قلب من!....
با قلب شعله ور
منصور می گذشت،
بر دار عشق...
ما از کدام نیمه گذشتیم
لنگر که بر گرفتیم ؟[/b]


( آتش کجاست : ص 59 : تنهایی زمین و خواب درخت : اوجی)







ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.