رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4
با 5 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4
با 5 رای
.
منظومه‌ی دشت سفید برای من دستیابی به همه‌ی آن چیزهاست که گم کرده ام و یا پیدا نمی‌کنم. دشت سفید امید و یأس من است که در هم پیچیده اند و تفکیک یکی از دیگری محال است.
در این منظومه، معشوقی که مخاطبِ این همه باشد، در کار نیست. بلکه روایتِ پیشِ روی شما، روایت همه‌ی آن عشق‌ها و شوریست که حالا از دست داده ام/ از دست رفته‌اند. بین همین سطرها هزار بار گم شده‌ام، هزار بار از دست رفته‌ام و هزار بار به تنهایی‌ام در آن شب‌های گود و سیاه دست کشیده‌ام. من این منظومه را گاه در قحطی همه چیز، ناگزیر رو به خودم نوشته‌ام:
ــ میگن ای
گاهی شبا
بوی تریاک میاد از دهنت...
و آنجا که اندوه همه چیزم را از من می‌گیرد به چشم‌هایم خط سیاه می‌کشم و با خودم می‌خوانم:
ــ چادر شب کشون کشون
خطِ سیا داره چشات
و اما بیش از همه احساسِ نیاز به آدم‌ها در من موجب می‌شود تا منظومه‌ای بنویسم بافته و برخواسته از همه‌ی آن چیزها که تنها در اجتماع آدم‌ها به دست می آیند و نه در تنهایی...
این میانه تلاش می‌کنم تا بین خود و این اجتماع چیزهای مشترکی پیدا کنم و یا چیز مشترکی بسازم... حتی اگر این اشتراک به نوعی جعلی باشد و عمر کوتاهی هم داشته باشد؛ آدم ها ــ اکثر آدم ها ــ خدا را باور دارند. پس من هم در تلاش برای ساختنِ چیزی مشترک، در طی تالیفِ دشتِ سفید، همه خداها را باور می‌کنم و می‌گذارم دستِ کم تا پایانِ سرودنِ منظومه این باور با من و نه در من باشد و بماند تا دستِ کم این احساس را القاء کند که لابد من هم جزئی از این اجتماع هستم؛ احساسی که در همه زندگی از من دریغ شده/ از خودم دریغ کرده‌ام.
راوی این منظومه مُسلح به پریشانی و عشق است آنجا که می‌آید:
شبِ گل دادن من
توی میدون
روی چوبه‌های دار
شبِ تن دادنِ تو
به اقاقی
به باهار...
شاید بودنم در ایران سبب شده باشد که تا این اندازه «مرگ با چوبه های دار» در متنم سرازیر شود. تا آنجا که گویی صبح است و تو در میدانچه‌ای آویخته شده‌ای... پایانی برای یک زندگی آشفته و گسیخته که گویی وقتِ سحر، باد آن را با خود برده است.
پس آویخته شدن به مثابهِ «گل دادن» است و دریغ و داغ «پسرو» به مثابهِ «تن دادن به اقاقی و باهار...»
من اینجا، با این همه چیزها که از دست دادهام در بیابان‌های خالی دست‌هایم را بالا برده، می‌گویم:
ــ وای بر من
چرا که روحم به سببِ جراحاتم در من بیهوش شده است.*

*تورات، کتاب ارمیاء، باب چهارم


بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
56
حجم:
206 KB
آپلود شده توسط:
red flower
1392/10/21
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی منظومه دشت سفید

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.