تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران - جلد ۲
نویسنده:
ملک الشعرا بهار
امتیاز دهید
کتاب «تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران» از مهمترین آثار تاریخی و سیاسی محمدتقی بهار، مشهور به ملکالشعرای بهار، است؛ اثری که بیش از آنکه صرفاً تاریخ احزاب به معنای امروزی باشد، روایتی از تحولات سیاسی ایران در سالهای پس از مشروطه و بهویژه دوران پایانی سلطنت قاجار و برآمدن رضاخان ارائه میکند. بهار این اثر را در سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ نوشت و چاپ نخست جلد اول آن در سال ۱۳۲۱ منتشر شد.
اهمیت کتاب تا حد زیادی به این دلیل است که نویسنده خودش صرفاً یک مورخ بیرونی نبود؛ بهار شاعر، روزنامهنگار، نماینده مجلس و فعال سیاسی بود و بسیاری از حوادثی را که دربارهشان مینویسد از نزدیک دیده یا در آنها حضور داشته است. بنابراین کتاب ترکیبی است از تاریخنگاری، خاطرات سیاسی، گزارش روزنامهنگارانه و تحلیل شخصی یک سیاستمدار مشروطهخواه. همین ویژگی هم بزرگترین ارزش کتاب است و هم چیزی است که هنگام خواندن آن باید به خاطر داشت: روایت بهار بیطرفانه به معنای امروزی نیست و نگاه و داوریهای سیاسی خود او در انتخاب مطالب و نحوه روایت حوادث حضور پررنگ دارد.
جلد اول با عنوان فرعی «انقراض قاجاریه» به دورهای بسیار حساس اختصاص دارد و از سلطنت احمدشاه قاجار، تحولات پس از جنگ جهانی اول و مسائل سیاسی آن دوره تا زمینههای شکلگیری قدرتیابی رضاخان و پایان سلسله قاجار را دنبال میکند. در میان موضوعات کتاب میتوان به مهاجرت، قرارداد ۱۹۱۹، تحولات قفقاز، مقدمات کودتای ۱۲۹۹، مجلس چهارم، مسئله تشکیل قشون متحدالشکل، فعالیتهای کلنل محمدتقیخان پسیان، مسائل مربوط به نفت شمال، روابط ایران با قدرتهای خارجی و موضوعات مرتبط با احمدشاه اشاره کرد.
جلد دوم نیز روایت را ادامه میدهد و به بخشهایی از تحولات سیاسی دورهای میپردازد که در آن قدرت سردار سپه تثبیت میشود و سرانجام سلطنت رضاشاه شکل میگیرد. در این بخش، موضوعاتی مانند قتل میرزاده عشقی، استیضاح دولت سردار سپه، مسئله شیخ خزعل، سفر احمدشاه، مخالفت برخی نمایندگان با تغییر سلطنت و بهخصوص نطقهای دکتر محمد مصدق و مدرس در مجلس اهمیت پیدا میکنند. بنابراین کتاب برای شناخت فضای سیاسی ایران در فاصله مشروطه تا تاسیس سلطنت پهلوی منبع بسیار قابل توجهی است.
بهار در واقع از احزاب و گروههای سیاسی بهعنوان راهی برای توضیح کشمکشهای بزرگتر سیاسی ایران استفاده میکند. در نتیجه، برای فهم این کتاب بهتر است آن را در کنار تاریخ مشروطه، تاریخ مجلس، مناسبات ایران با روسیه و بریتانیا و شکلگیری قدرت رضاخان خواند. ارزش اصلی اثر در همین تصویری است که از سازوکار سیاست ایران در یک دوره گذار بسیار مهم ارائه میدهد. از طرف دیگر، حضور خود بهار در صحنه سیاست باعث شده کتاب حاوی اطلاعاتی باشد که در یک تاریخ رسمی و دولتی کمتر میتوان یافت. او درباره شخصیتهایی مانند احمدشاه، رضاخان، مدرس، مصدق، کلنل محمدتقیخان پسیان و بسیاری از رجال سیاسی دوره با نگاه یک شاهد و بازیگر سیاسی سخن میگوید. در نتیجه، کتاب برای شناخت ذهنیت نیروهای مشروطهخواه و مخالفان یا منتقدان تحولات منتهی به سلطنت رضاشاه نیز اهمیت زیادی دارد.
اهمیت کتاب تا حد زیادی به این دلیل است که نویسنده خودش صرفاً یک مورخ بیرونی نبود؛ بهار شاعر، روزنامهنگار، نماینده مجلس و فعال سیاسی بود و بسیاری از حوادثی را که دربارهشان مینویسد از نزدیک دیده یا در آنها حضور داشته است. بنابراین کتاب ترکیبی است از تاریخنگاری، خاطرات سیاسی، گزارش روزنامهنگارانه و تحلیل شخصی یک سیاستمدار مشروطهخواه. همین ویژگی هم بزرگترین ارزش کتاب است و هم چیزی است که هنگام خواندن آن باید به خاطر داشت: روایت بهار بیطرفانه به معنای امروزی نیست و نگاه و داوریهای سیاسی خود او در انتخاب مطالب و نحوه روایت حوادث حضور پررنگ دارد.
جلد اول با عنوان فرعی «انقراض قاجاریه» به دورهای بسیار حساس اختصاص دارد و از سلطنت احمدشاه قاجار، تحولات پس از جنگ جهانی اول و مسائل سیاسی آن دوره تا زمینههای شکلگیری قدرتیابی رضاخان و پایان سلسله قاجار را دنبال میکند. در میان موضوعات کتاب میتوان به مهاجرت، قرارداد ۱۹۱۹، تحولات قفقاز، مقدمات کودتای ۱۲۹۹، مجلس چهارم، مسئله تشکیل قشون متحدالشکل، فعالیتهای کلنل محمدتقیخان پسیان، مسائل مربوط به نفت شمال، روابط ایران با قدرتهای خارجی و موضوعات مرتبط با احمدشاه اشاره کرد.
جلد دوم نیز روایت را ادامه میدهد و به بخشهایی از تحولات سیاسی دورهای میپردازد که در آن قدرت سردار سپه تثبیت میشود و سرانجام سلطنت رضاشاه شکل میگیرد. در این بخش، موضوعاتی مانند قتل میرزاده عشقی، استیضاح دولت سردار سپه، مسئله شیخ خزعل، سفر احمدشاه، مخالفت برخی نمایندگان با تغییر سلطنت و بهخصوص نطقهای دکتر محمد مصدق و مدرس در مجلس اهمیت پیدا میکنند. بنابراین کتاب برای شناخت فضای سیاسی ایران در فاصله مشروطه تا تاسیس سلطنت پهلوی منبع بسیار قابل توجهی است.
بهار در واقع از احزاب و گروههای سیاسی بهعنوان راهی برای توضیح کشمکشهای بزرگتر سیاسی ایران استفاده میکند. در نتیجه، برای فهم این کتاب بهتر است آن را در کنار تاریخ مشروطه، تاریخ مجلس، مناسبات ایران با روسیه و بریتانیا و شکلگیری قدرت رضاخان خواند. ارزش اصلی اثر در همین تصویری است که از سازوکار سیاست ایران در یک دوره گذار بسیار مهم ارائه میدهد. از طرف دیگر، حضور خود بهار در صحنه سیاست باعث شده کتاب حاوی اطلاعاتی باشد که در یک تاریخ رسمی و دولتی کمتر میتوان یافت. او درباره شخصیتهایی مانند احمدشاه، رضاخان، مدرس، مصدق، کلنل محمدتقیخان پسیان و بسیاری از رجال سیاسی دوره با نگاه یک شاهد و بازیگر سیاسی سخن میگوید. در نتیجه، کتاب برای شناخت ذهنیت نیروهای مشروطهخواه و مخالفان یا منتقدان تحولات منتهی به سلطنت رضاشاه نیز اهمیت زیادی دارد.
آپلود شده توسط:
khar tu khar
1392/01/06
دیدگاههای کتاب الکترونیکی تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران - جلد ۲
ارتش 130 هزار نفری جناب رضا خان چرا حتی یک ثانیه، تاکید می کنم یک ثانیه هم جلوی نیروهای متجاوز خارجی نایستاد.
میدونید که اونایی که یه مقدار مقاومت کردند در واقع تمرد کرده بودند.
در مورد نحوه ی شاه شدن این آقا هم یه مقدار تحقیق کنید بد نیست.
ایران در ان زمان ۱۴ میلیون جمعیت داشته که اگر همین مقدار را نصف کنیم (تعداد مردان) و ان هم نصف کنیم( مردان بزرگسال و میان سال) ۳ میلون میشود یعنی تمام مردان را سرباز هم میکردیم این رقم که جناب بهار میگویند نمی شود اخر کمی هم انصاف خوب است زمانی که سردار سپه می اید ما ۳۰- ۴۰ هزار سرباز بدون چکمه و لباس داشتیم که توان مقاومت در برابر شیخ خزعل نداشتند که در زمان شهریور ۱۳۲۰ به ۱۳۰ هزار نفر رسیده بود یعنی تقریبا ۴ برابر
خیلی اشتباهات دیگری اقای بهار کردند که نمی توان اینجا تمامش را نوشت ولی من از ادم های دو رو بدم میاید زمانی که رضا شاه پهلوی بود چه شعر های همین اقای بهار در وصف رضا شاه پهلوی می سرود ولی تا تبعید شد چه اتهامات به او نزد در همین کتاب که در ۱۳۲۱مرداد نوشته است ادم ها چاپلوس و دو رو بین ما زیادن
از ماست که بر ماست
کتاب مرحوم بهار و چند کتاب همسان دیگر، نه تنها اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران را در آن روزگاران آشکار کرده بلکه نسل پژوهشگر تاریخ معاصر ایران را با شیوههای تاریخنویسی و تحولات آن آشنا میسازد اما بهار بهگونه داشتن از تبار فضیلتمداری در برابر انواع زورمندان زمان نگارش تاریخی و اجتماعی خود را ناله حقطلبانه مردم ایران دانسته و تسلیم ستمگران نابخرد و دنیاپرستان سیهدل نشده است